fruits

[ایالات متحده]/fruːts/
[بریتانیا]/fruːts/

ترجمه

n. محصولات خوراکی گیاهان؛ نتایج یا سود؛ فرزندان روابط غیرقانونی
v. میوه می‌دهد (حالت سوم شخص مفرد زمان حال)

عبارات و ترکیب‌ها

tropical fruits

میوه های استوایی

fresh fruits

میوه‌های تازه

fruits basket

سبد میوه

eating fruits

خوردن میوه

seasonal fruits

میوه های فصلی

dried fruits

میوه خشک

citrus fruits

میوه‌های استوایی

fruits salad

سالاد میوه

local fruits

میوه های محلی

fruits market

بازار میوه

جملات نمونه

we bought a variety of fruits at the farmer's market.

ما انواع میوه ها را از بازار کشاورزان خریدیم.

she loves to make fruit salad for breakfast.

او عاشق درست کردن سالاد میوه برای صبحانه است.

the fruit basket was overflowing with delicious treats.

سبد میوه پر از خوراکی های خوشمزه بود.

eating fruits is a healthy way to start the day.

خوردن میوه ها یک راه سالم برای شروع روز است.

he packed fruits and vegetables for his lunch.

او میوه ها و سبزیجات را برای ناهارش بسته بود.

the orchard produces a wide range of fruits.

باغستان طیف گسترده ای از میوه ها تولید می کند.

they enjoyed picking fresh fruits from the tree.

آنها از چیدن میوه های تازه از درخت لذت بردند.

the fruit juice was refreshing on a hot day.

آب میوه در یک روز گرم بسیار دلپذیر بود.

she made a delicious fruit crumble for dessert.

او یک کرمل میوه خوشمزه برای دسر درست کرد.

the children were excited to taste the exotic fruits.

کودکان برای چشیدن میوه های عجیب و غریب هیجان زده بودند.

he prefers tropical fruits like mangoes and pineapples.

او ترجیح می دهد میوه های استوایی مانند میوه های استوایی و آناناس.

the fruit vendor had a colorful display of produce.

فروشنده میوه یک نمایش رنگارنگ از محصولات داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید