fuelwood

[ایالات متحده]/ˈfjuːəlwʊd/
[بریتانیا]/ˈfjuːəlwʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چوب استفاده شده به عنوان سوخت

عبارات و ترکیب‌ها

fuelwood supply

تامین چوب سوختی

fuelwood consumption

مصرف چوب سوختی

fuelwood production

تولید چوب سوختی

fuelwood market

بازار چوب سوختی

fuelwood prices

قیمت‌های چوب سوختی

fuelwood resources

منابع چوب سوختی

fuelwood demand

تقاضای چوب سوختی

fuelwood energy

انرژی چوب سوختی

fuelwood harvesting

بهره‌برداری از چوب سوختی

fuelwood alternatives

جایگزین‌های چوب سوختی

جملات نمونه

we need to gather fuelwood for the winter.

ما نیاز به جمع آوری هیزم برای زمستان داریم.

fuelwood is essential for cooking in rural areas.

هیزم برای پخت و پز در مناطق روستایی ضروری است.

the villagers rely on fuelwood for their daily heating needs.

روستاییان برای نیازهای گرمایشی روزانه خود به هیزم متکی هستند.

collecting fuelwood can be a labor-intensive task.

جمع آوری هیزم می تواند یک کار پرزحمت باشد.

she used fuelwood to start a fire in the fireplace.

او از هیزم برای روشن کردن آتش در شومینه استفاده کرد.

in some cultures, fuelwood is a primary source of energy.

در برخی فرهنگ ها، هیزم یک منبع اصلی انرژی است.

they sell fuelwood at the local market every weekend.

آنها در هر آخر هفته هیزم را در بازار محلی می فروشند.

using fuelwood can have environmental impacts if not managed properly.

استفاده از هیزم می تواند تأثیرات زیست محیطی داشته باشد اگر به درستی مدیریت نشود.

many families prefer fuelwood over gas for cooking.

بسیاری از خانواده ها ترجیح می دهند برای پخت و پز از هیزم به جای گاز استفاده کنند.

fuelwood collection is often a communal activity in villages.

جمع آوری هیزم اغلب یک فعالیت جمعی در روستاها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید