kindling

[ایالات متحده]/'kɪndlɪŋ/
[بریتانیا]/'kɪndlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احتراق; ماده‌ای برای روشن کردن آتش; هیجان.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریkindling
جمعkindlings

جملات نمونه

I gathered sticks as kindling for the fire.

چوب ها را به عنوان مشعل برای آتش جمع کردم.

placed the kindling crosswise to the rest of the wood.

چوب‌های روشن را به صورت عرضی در کنار سایر چوب‌ها قرار داد.

There were neat piles of kindling wood against the wall.

توده های مرتب چوب روشن در برابر دیوار وجود داشتند.

she hesitated, suspicion kindling within her.

او مکث کرد، تردید در وجودش شعله ور شد.

they greeted him with an immense crusading acclaim, kindling to the daring of it.

آنها با تحسین جنگ طلبانه فراوان به استقبال او رفتند، که به جسارت آن دلگرم بودند.

By using thermobalance and coal comprehensive test instrument,the coal ignition information of both the kindling point and the burning time were studied.

با استفاده از دستگاه تعادل حرارتی و آزمایش جامع زغال سنگ، اطلاعات احتراق زغال سنگ از جمله نقطه اشتعال و زمان سوختن مورد مطالعه قرار گرفت.

نمونه‌های واقعی

Gloria asked me to get some kindling.

گلوريا از من خواست تا کمی چوب برای آتش جمع کنم.

منبع: Modern Family - Season 07

The hunt begins by kindling fire.

شروع شکار با روشن کردن آتش است.

منبع: Human Planet

And so, let's face it, that's just kindling.

بنابراین، بیایید قبول کنیم، این فقط چوب است.

منبع: Friends Season 6

" Failure to reach that population means they become kindling wood to the racial resentment messages, " says Morrison.

"عدم دستیابی به آن جمعیت به این معناست که آنها تبدیل به چوب برای آتش سوزی پیام های تبعیض نژادی می شوند،" موریسون می گوید.

منبع: Newsweek

We can help by thinning forests, by removing the underbrush that can act as kindling for fires to start.

ما می توانیم با کاهش تراکم جنگل ها و برداشتن بوته های زیرین که می توانند به عنوان چوب برای شروع آتش عمل کنند، کمک کنیم.

منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2022 Collection

" Tired" ! she retorted, kindling at once.

منبع: The Room with a View (Part Two)

The notes became kindling for the fire.

یادداشت ها به عنوان چوب برای آتش استفاده شد.

منبع: World Atlas of Wonders

" Say" ! answered Mrs. Poyser, with dangerous fire kindling in her eye.

منبع: Adam Bede (Volume Four)

He supposed they were the dehydrated bodies Follower spoke of earlier as potential kindling.

او حدس زد که آنها اجساد خشک شده ای هستند که دنبالگر قبلاً به عنوان چوب بالقوه به آنها اشاره کرد.

منبع: The Three-Body Problem I

When he returned he brought with him a scuttle of coal and some kindling.

وقتی برگشت، یک سطل زغال سنگ و مقداری چوب با خود آورد.

منبع: The heart is a lonely hunter.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید