full-grown

[ایالات متحده]/[fʊl ˈɡrɒʊn]/
[بریتانیا]/[fʊl ˈɡroʊn]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کاملاً توسعه یافته؛ بالغ؛ به اندازه‌ی کامل رسیده.
adv. به اندازه‌ی کامل رسیده یا بالغ.

عبارات و ترکیب‌ها

full-grown adult

بالغ کامل

full-grown dog

سگ بالغ کامل

full-grown tree

درخت بالغ کامل

becoming full-grown

در حال تبدیل شدن به بالغ کامل

full-grown man

مرد بالغ کامل

full-grown woman

زن بالغ کامل

full-grown child

کودک بالغ کامل

full-grown size

اندازه بالغ کامل

full-grown deer

گوزن بالغ کامل

full-grown horse

اسب بالغ کامل

جملات نمونه

the full-grown deer cautiously entered the clearing.

گوزن بالغ با احتیاط وارد فضای باز شد.

we watched a full-grown bear fishing in the river.

ما شاهد یک خرس بالغ بودیم که در رودخانه ماهیگیری می‌کرد.

the full-grown oak tree provided welcome shade.

درخت بلوط بالغ سایه دلپذیری فراهم کرد.

a full-grown wolf howled at the moon.

یک گرگ بالغ به ماه زوزه کشید.

the farmer admired his full-grown corn crop.

کشاورز محصول ذرت بالغ خود را تحسین کرد.

she was a full-grown woman with a determined spirit.

او یک زن بالغ با روحیه‌ای مصمم بود.

the full-grown puppy had become a playful dog.

سگ توله بالغ به یک سگ بازیگر تبدیل شده بود.

he felt the responsibility of being a full-grown adult.

او احساس مسئولیت بودن یک فرد بالغ کامل را کرد.

the full-grown stallion grazed peacefully in the pasture.

اسب نر بالغ به آرامی در مراتع چرا می‌کرد.

the full-grown vines covered the entire wall.

سرشاخه های بالغ کل دیوار را پوشاندند.

the full-grown leopard stalked its prey through the jungle.

پلنگ بالغ طعمه خود را در جنگل تعقیب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید