fundamentalists

[ایالات متحده]/ˌfʌndəˈmɛntəlɪsts/
[بریتانیا]/ˌfʌndəˈmɛnəˌlɪsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که به اصول اساسی یک دین به شدت پایبند هستند

عبارات و ترکیب‌ها

religious fundamentalists

مذهبی‌های متعصب

political fundamentalists

سیاسی‌های متعصب

fundamentalists beliefs

باورهای متعصبانه

fundamentalists groups

گروه‌های متعصب

extremist fundamentalists

متعصبان افراطی

fundamentalists ideology

ایدئولوژی متعصبانه

fundamentalists actions

اقدامات متعصبانه

fundamentalists views

دیدگاه‌های متعصبانه

fundamentalists agenda

برنامهٔ متعصبانه

fundamentalists rhetoric

زبان متعصبانه

جملات نمونه

fundamentalists often resist change in society.

تک‌رویانی اغلب در برابر تغییر در جامعه مقاومت می‌کنند.

many fundamentalists believe in strict adherence to their beliefs.

بسیاری از متعصبان به پایبندی شدید به باورهای خود اعتقاد دارند.

fundamentalists can sometimes promote intolerance.

تک‌رویان گاهی اوقات ممکن است عدم تحمل را ترویج کنند.

education is often a battleground between fundamentalists and progressives.

آموزش اغلب صحنه نبرد بین متعصبان و مترقیون است.

fundamentalists may interpret texts literally.

متعصبان ممکن است متون را به صورت تحت اللفظی تفسیر کنند.

some fundamentalists oppose modern scientific theories.

برخی از متعصبان با نظریه‌های علمی مدرن مخالفت می‌کنند.

fundamentalists often rally for their causes.

متعصبان اغلب برای اهداف خود گردهم می‌آیند.

the rise of fundamentalists has sparked debates worldwide.

ظهور متعصبان بحث‌هایی را در سراسر جهان برانگیخته است.

fundamentalists can be found in various religions.

متعصبان را می‌توان در ادیان مختلف یافت.

policies can be influenced by the views of fundamentalists.

خط مشی‌ها می‌توانند تحت تأثیر نظرات متعصبان قرار گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید