extremists

[ایالات متحده]/ɪkˈstriː.mɪsts/
[بریتانیا]/ɪkˈstriː.mɪsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که دیدگاه‌ها یا اعتقادات افراطی دارند

عبارات و ترکیب‌ها

violent extremists

گروه‌های تندرو خشونت‌گرا

religious extremists

گروه‌های تندرو مذهبی

political extremists

گروه‌های تندرو سیاسی

radical extremists

گروه‌های تندرو رادیکال

homegrown extremists

گروه‌های تندرو خانگی

foreign extremists

گروه‌های تندرو خارجی

islamic extremists

گروه‌های تندرو اسلامی

right-wing extremists

گروه‌های تندرو راست‌گرا

left-wing extremists

گروه‌های تندرو چپ‌گرا

eco extremists

گروه‌های تندرو محیط‌زیست

جملات نمونه

extremists often spread fear and division in society.

افراد تندرو اغلب ترس و تفرقه را در جامعه گسترش می‌دهند.

governments must take action against extremists.

دولت‌ها باید علیه تندروها اقدام کنند.

many extremists recruit vulnerable individuals.

بسیاری از تندروها افراد آسیب‌پذیر را جذب می‌کنند.

extremists can distort religious teachings for their agenda.

تندروها می‌توانند برای پیشبرد اهداف خود، آموزش‌های مذهبی را تحریف کنند.

communities must unite to combat extremists.

جامعه‌ها باید برای مقابله با تندروها متحد شوند.

extremists often use social media to spread their message.

تندروها اغلب از رسانه‌های اجتماعی برای انتشار پیام خود استفاده می‌کنند.

education is key to preventing the rise of extremists.

آموزش برای جلوگیری از ظهور تندروها کلیدی است.

extremists may resort to violence to achieve their goals.

تندروها ممکن است برای رسیدن به اهداف خود به خشونت متوسل شوند.

extremists thrive in environments of instability.

تندروها در محیط‌های ناامن رشد می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید