furloughed workers
کارگران مرخصی اجباری
furloughed employees
کارمندان مرخصی اجباری
furloughed staff
پرسنل مرخصی اجباری
furloughed days
روزهای مرخصی اجباری
furloughed status
وضعیت مرخصی اجباری
furloughed leave
مرخصی اجباری
furloughed pay
پرداخت حقوق در زمان مرخصی اجباری
furloughed benefits
مزایای مرخصی اجباری
furloughed period
دوره مرخصی اجباری
furloughed contract
قرارداد مرخصی اجباری
the company furloughed many employees during the pandemic.
شرکت در طول همهگیری بسیاری از کارمندان را به حالت تعلیق درآورد.
after being furloughed, she started a new online business.
پس از تعلیق، او یک کسب و کار آنلاین جدید راه اندازی کرد.
many workers are worried about being furloughed again.
بسیاری از کارگران نگران هستند که دوباره تعلیق شوند.
the government provided support for furloughed workers.
دولت از کارمندان تعلیق شده حمایت کرد.
he was furloughed without pay for two months.
او به مدت دو ماه بدون حقوق تعلیق شد.
furloughed employees can apply for unemployment benefits.
کارمندان تعلیق شده می توانند برای دریافت مزایای بیکاری اقدام کنند.
she felt anxious after being furloughed from her job.
او پس از تعلیق از کارش مضطرب احساس کرد.
the furloughed staff were hopeful for a return to work.
کارمندان تعلیق شده امیدوار بودند که به کار بازگردند.
furloughs can help companies reduce costs during tough times.
تعلیق می تواند به شرکت ها کمک کند تا در زمان های سخت هزینه ها را کاهش دهند.
he was among the last to be furloughed at the firm.
او یکی از آخرین افرادی بود که در آن شرکت تعلیق شد.
furloughed workers
کارگران مرخصی اجباری
furloughed employees
کارمندان مرخصی اجباری
furloughed staff
پرسنل مرخصی اجباری
furloughed days
روزهای مرخصی اجباری
furloughed status
وضعیت مرخصی اجباری
furloughed leave
مرخصی اجباری
furloughed pay
پرداخت حقوق در زمان مرخصی اجباری
furloughed benefits
مزایای مرخصی اجباری
furloughed period
دوره مرخصی اجباری
furloughed contract
قرارداد مرخصی اجباری
the company furloughed many employees during the pandemic.
شرکت در طول همهگیری بسیاری از کارمندان را به حالت تعلیق درآورد.
after being furloughed, she started a new online business.
پس از تعلیق، او یک کسب و کار آنلاین جدید راه اندازی کرد.
many workers are worried about being furloughed again.
بسیاری از کارگران نگران هستند که دوباره تعلیق شوند.
the government provided support for furloughed workers.
دولت از کارمندان تعلیق شده حمایت کرد.
he was furloughed without pay for two months.
او به مدت دو ماه بدون حقوق تعلیق شد.
furloughed employees can apply for unemployment benefits.
کارمندان تعلیق شده می توانند برای دریافت مزایای بیکاری اقدام کنند.
she felt anxious after being furloughed from her job.
او پس از تعلیق از کارش مضطرب احساس کرد.
the furloughed staff were hopeful for a return to work.
کارمندان تعلیق شده امیدوار بودند که به کار بازگردند.
furloughs can help companies reduce costs during tough times.
تعلیق می تواند به شرکت ها کمک کند تا در زمان های سخت هزینه ها را کاهش دهند.
he was among the last to be furloughed at the firm.
او یکی از آخرین افرادی بود که در آن شرکت تعلیق شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید