furloughed

[ایالات متحده]/ˈfɜːləʊd/
[بریتانیا]/ˈfɜrloʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی مشارکتی furlough

عبارات و ترکیب‌ها

furloughed workers

کارگران مرخصی اجباری

furloughed employees

کارمندان مرخصی اجباری

furloughed staff

پرسنل مرخصی اجباری

furloughed days

روزهای مرخصی اجباری

furloughed status

وضعیت مرخصی اجباری

furloughed leave

مرخصی اجباری

furloughed pay

پرداخت حقوق در زمان مرخصی اجباری

furloughed benefits

مزایای مرخصی اجباری

furloughed period

دوره مرخصی اجباری

furloughed contract

قرارداد مرخصی اجباری

جملات نمونه

the company furloughed many employees during the pandemic.

شرکت در طول همه‌گیری بسیاری از کارمندان را به حالت تعلیق درآورد.

after being furloughed, she started a new online business.

پس از تعلیق، او یک کسب و کار آنلاین جدید راه اندازی کرد.

many workers are worried about being furloughed again.

بسیاری از کارگران نگران هستند که دوباره تعلیق شوند.

the government provided support for furloughed workers.

دولت از کارمندان تعلیق شده حمایت کرد.

he was furloughed without pay for two months.

او به مدت دو ماه بدون حقوق تعلیق شد.

furloughed employees can apply for unemployment benefits.

کارمندان تعلیق شده می توانند برای دریافت مزایای بیکاری اقدام کنند.

she felt anxious after being furloughed from her job.

او پس از تعلیق از کارش مضطرب احساس کرد.

the furloughed staff were hopeful for a return to work.

کارمندان تعلیق شده امیدوار بودند که به کار بازگردند.

furloughs can help companies reduce costs during tough times.

تعلیق می تواند به شرکت ها کمک کند تا در زمان های سخت هزینه ها را کاهش دهند.

he was among the last to be furloughed at the firm.

او یکی از آخرین افرادی بود که در آن شرکت تعلیق شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید