furloughing

[ایالات متحده]/ˈfɜːləʊɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfɜrloʊɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. اعطای مرخصی

عبارات و ترکیب‌ها

furloughing employees

تعطیل اجباری کارمندان

furloughing workers

تعطیل اجباری کارگران

furloughing staff

تعطیل اجباری پرسنل

furloughing policy

سیاست تعلیق

furloughing program

برنامه تعلیق

furloughing measures

اقدامات تعلیق

furloughing guidelines

دستورالعمل‌های تعلیق

furloughing process

فرآیند تعلیق

furloughing agreement

توافقنامه تعلیق

furloughing system

سیستم تعلیق

جملات نمونه

the company is furloughing employees due to budget cuts.

شرکت در حال تعلیق موقت کارمندان به دلیل کاهش بودجه است.

many workers are facing furloughing as the economy slows down.

بسیاری از کارگران با توجه به کاهش سرعت اقتصاد، در معرض تعلیق موقت هستند.

furloughing staff can help businesses survive tough times.

تعلیق موقت کارکنان می‌تواند به کسب و کارها کمک کند تا در زمان‌های سخت زنده بمانند.

they announced furloughing measures to reduce costs.

آنها اقداماتی برای تعلیق موقت به منظور کاهش هزینه‌ها اعلام کردند.

furloughing is a temporary solution for financial issues.

تعلیق موقت یک راه حل موقت برای مشکلات مالی است.

employees were informed about the possibility of furloughing.

به کارمندان در مورد احتمال تعلیق موقت اطلاع داده شد.

the government is considering furloughing as a response to the crisis.

دولت در حال بررسی تعلیق موقت به عنوان پاسخی به بحران است.

furloughing can impact employee morale significantly.

تعلیق موقت می‌تواند به طور قابل توجهی بر روحیه کارکنان تأثیر بگذارد.

they are exploring options before deciding on furloughing.

آنها قبل از تصمیم گیری در مورد تعلیق موقت، گزینه ها را بررسی می کنند.

furloughing is often seen as a last resort for companies.

تعلیق موقت اغلب به عنوان آخرین راه حل برای شرکت ها دیده می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید