plow a furrow
شخم زدن یک جو
deep furrow
جو عمیق
furrowed brow
ابرو درهم
furrowed fields
زمینهای ناهموار
furrow irrigation
آبیاری با جو
John's face was furrowed with tears.
چهره جان با اشکها چروکیده شده بود.
a brow furrowed with sorrows
ابرویی که با غم ها درهم گشته است
lorry wheels had dug furrows in the sand.
چرخهای کامیون چاله هایی در شن ایجاد کرده بودند.
there were deep furrows in his brow.
چروکهای عمیقی بر پیشانی او وجود داشت.
gorges furrowing the deep-sea floor.
دره هایی که کف اقیانوس را چروکیده اند.
icebergs have ploughed furrows on the seabed.
آبشارهای یخ، چاله هایی را در کف دریا ایجاد کرده اند.
the road ahead was ribbed with furrows of slush.
جاده پیش رو با چاله های آب باران پوشیده شده بود.
Heavy trucks made deep furrow in the road.
کامیونهای سنگین چاله عمیقی در جاده ایجاد کردند.
The deep furrows made it difficult to walk across the field.
چاله های عمیق راه رفتن در سراسر مزرعه را دشوار می کرد.
Introduce according to international skin cosmetologist, the person can have furrow, because the skin is anile,be.
معرفی بر اساس متخصصان پوست بین المللی، فرد می تواند چروک داشته باشد، زیرا پوست پیر است.
I could tell from the deep furrows in her forehead that she was very disturbed by the news.
من میتوانستم از خطوط عمیق در پیشانی او بفهمم که از این خبر بسیار آشفته است.
The wild boar ploughs the earth up like a furrow, and does irreparable damage in the cultivated lands.
خرس وحشی زمین را مانند یک جوی شخم می زند و آسیب های غیرقابل جبران در زمین های زراعی ایجاد می کند.
plow a furrow
شخم زدن یک جو
deep furrow
جو عمیق
furrowed brow
ابرو درهم
furrowed fields
زمینهای ناهموار
furrow irrigation
آبیاری با جو
John's face was furrowed with tears.
چهره جان با اشکها چروکیده شده بود.
a brow furrowed with sorrows
ابرویی که با غم ها درهم گشته است
lorry wheels had dug furrows in the sand.
چرخهای کامیون چاله هایی در شن ایجاد کرده بودند.
there were deep furrows in his brow.
چروکهای عمیقی بر پیشانی او وجود داشت.
gorges furrowing the deep-sea floor.
دره هایی که کف اقیانوس را چروکیده اند.
icebergs have ploughed furrows on the seabed.
آبشارهای یخ، چاله هایی را در کف دریا ایجاد کرده اند.
the road ahead was ribbed with furrows of slush.
جاده پیش رو با چاله های آب باران پوشیده شده بود.
Heavy trucks made deep furrow in the road.
کامیونهای سنگین چاله عمیقی در جاده ایجاد کردند.
The deep furrows made it difficult to walk across the field.
چاله های عمیق راه رفتن در سراسر مزرعه را دشوار می کرد.
Introduce according to international skin cosmetologist, the person can have furrow, because the skin is anile,be.
معرفی بر اساس متخصصان پوست بین المللی، فرد می تواند چروک داشته باشد، زیرا پوست پیر است.
I could tell from the deep furrows in her forehead that she was very disturbed by the news.
من میتوانستم از خطوط عمیق در پیشانی او بفهمم که از این خبر بسیار آشفته است.
The wild boar ploughs the earth up like a furrow, and does irreparable damage in the cultivated lands.
خرس وحشی زمین را مانند یک جوی شخم می زند و آسیب های غیرقابل جبران در زمین های زراعی ایجاد می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید