furtive glance
نگاه دزدانه
furtive behavior
رفتار دزدانه
be furtive in one's action
در انجام کارها حیلهگر و پنهانی بودن
the furtive double life of a terrorist.
زندگی مخفیانه و دوگانه یک تروریست
they spent a furtive day together.
آنها یک روز را به صورت مخفیانه با هم گذراندند.
he stole a furtive glance at her.
او نگاهی دزدانه و مخفیانه به او کرد.
a menacing and furtive look to his eye. Somethingsurreptitious is stealthy, furtive, and often unseemly or unethical:
یک نگاه تهدیدآمیز و مخفیانه به چشمانش. چیزی که پنهانی است، مخفیانه و اغلب نامناسب یا غیراخلاقی است:
The man's furtive manner gave rise to the suspicion of the theft among the policemen.
رفتار مخفیانه مرد باعث ایجاد سوء ظن سرقت در بین پلیسها شد.
The teacher was suspicious of the student’s furtive behaviour during the exam.
معلم به رفتار مخفیانه دانشآموز در طول امتحان مشکوک بود.
furtive glance
نگاه دزدانه
furtive behavior
رفتار دزدانه
be furtive in one's action
در انجام کارها حیلهگر و پنهانی بودن
the furtive double life of a terrorist.
زندگی مخفیانه و دوگانه یک تروریست
they spent a furtive day together.
آنها یک روز را به صورت مخفیانه با هم گذراندند.
he stole a furtive glance at her.
او نگاهی دزدانه و مخفیانه به او کرد.
a menacing and furtive look to his eye. Somethingsurreptitious is stealthy, furtive, and often unseemly or unethical:
یک نگاه تهدیدآمیز و مخفیانه به چشمانش. چیزی که پنهانی است، مخفیانه و اغلب نامناسب یا غیراخلاقی است:
The man's furtive manner gave rise to the suspicion of the theft among the policemen.
رفتار مخفیانه مرد باعث ایجاد سوء ظن سرقت در بین پلیسها شد.
The teacher was suspicious of the student’s furtive behaviour during the exam.
معلم به رفتار مخفیانه دانشآموز در طول امتحان مشکوک بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید