futures

[ایالات متحده]/ˈfjuːtʃəz/
[بریتانیا]/ˈfjuːtʃərz/

ترجمه

n. قراردادها برای خرید یا فروش دارایی‌ها در یک تاریخ آینده

عبارات و ترکیب‌ها

futures market

بازار آتی

future plans

برنامه‌های آینده

future tense

زمان آینده

futures trading

معاملات آتی

bright futures

آینده روشن

future generations

نسل‌های آینده

future success

موفقیت آینده

futures contract

قرارداد آتی

shaping futures

شکل‌دهی به آینده

uncertain futures

آینده نامطمئن

جملات نمونه

we analyzed the company's futures contracts to predict market trends.

ما قراردادهای آتی شرکت را برای پیش‌بینی روند بازار تجزیه و تحلیل کردیم.

the agricultural futures market is highly volatile.

بازار آتی محصولات کشاورزی بسیار پرنوسان است.

he invested heavily in energy futures last year.

سال گذشته او به طور قابل توجهی در قراردادهای آتی انرژی سرمایه گذاری کرد.

the futures exchange provides a platform for trading.

بورس قراردادهای آتی بستری برای معامله فراهم می‌کند.

understanding futures pricing is crucial for risk management.

درک قیمت‌گذاری قراردادهای آتی برای مدیریت ریسک بسیار مهم است.

they are hedging their exposure using currency futures.

آنها با استفاده از قراردادهای آتی ارز، ریسک خود را پوشش می‌دهند.

the report detailed the futures market outlook for the next quarter.

گزارش، چشم‌انداز بازار آتی را برای سه ماهه آینده شرح داد.

the broker specializes in trading financial futures.

کارگزار در معامله قراردادهای آتی مالی تخصص دارد.

the company's futures positions were carefully managed.

موقعیت‌های آتی شرکت به دقت مدیریت می‌شد.

we need to assess the risks associated with these futures contracts.

ما باید خطرات مرتبط با این قراردادهای آتی را ارزیابی کنیم.

the futures market offers opportunities for speculation and hedging.

بازار آتی فرصت‌هایی برای سفته‌بازی و پوشش ریسک ارائه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید