destinies

[ایالات متحده]/ˈdɛstɪniz/
[بریتانیا]/ˈdɛstɪniz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سرنوشت‌ها؛ نتایجی که از پیش تعیین شده‌اند

عبارات و ترکیب‌ها

shape destinies

شکل‌دهی سرنوشت‌ها

change destinies

تغییر سرنوشت‌ها

intertwined destinies

سرنوشت‌های در هم تنیده

shared destinies

سرنوشت‌های مشترک

forge destinies

آفرینش سرنوشت‌ها

defy destinies

به چالش کشیدن سرنوشت‌ها

rewrite destinies

بازنویسی سرنوشت‌ها

accept destinies

پذیرش سرنوشت‌ها

discover destinies

کشف سرنوشت‌ها

embrace destinies

در آغوش گرفتن سرنوشت‌ها

جملات نمونه

our destinies are intertwined in ways we cannot comprehend.

سرنوشت‌های ما به شیوه‌هایی که نمی‌توانیم درکشیم، در هم تنیده‌اند.

they believe that our destinies are shaped by the choices we make.

آنها معتقدند که سرنوشت ما توسط انتخاب‌هایی که انجام می‌دهیم شکل می‌گیرد.

sometimes, our destinies lead us down unexpected paths.

گاهی اوقات، سرنوشت ما ما را به مسیرهای غیرمنتظره‌ای هدایت می‌کند.

we are all responsible for our own destinies.

ما همه مسئول سرنوشت خود هستیم.

she felt that their destinies were written in the stars.

او احساس می‌کرد که سرنوشت آنها در ستارگان نوشته شده است.

in the end, our destinies are determined by our actions.

در نهایت، سرنوشت ما توسط اعمال ما تعیین می‌شود.

they often discuss how their destinies might converge.

آنها اغلب در مورد اینکه سرنوشتشان ممکن است به چه شکلی همگرا شود بحث می‌کنند.

his journey was a testament to the power of changing destinies.

سفر او گوازی بر قدرت تغییر سرنوشت بود.

many believe that love can alter our destinies forever.

بسیاری معتقدند که عشق می‌تواند سرنوشت ما را برای همیشه تغییر دهد.

through hardship, they found strength to shape their destinies.

از طریق سختی، آنها قدرت شکل دادن به سرنوشت خود را پیدا کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید