gaggle

[ایالات متحده]/'gæg(ə)l/
[بریتانیا]/'gægl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گروهی از غازها؛ یک گروه بی‌نظم
Word Forms
جمعgaggles
قسمت سوم فعلgaggled
زمان گذشتهgaggled
صفت یا فعل حال استمراریgaggling
شکل سوم شخص مفردgaggles

جملات نمونه

a gaggle of reporters and photographers

گروهی از گزارشگران و عکاسان

the gaggle of reporters and photographers that dogged his every step.

گروهی از گزارشگران و عکاسانی که به هر قدم او می‌چسبیدند.

a gaggle of geese

گروهی از اردک‌ها

children running in a gaggle

کودکانی که در یک گروه در حال دویدن هستند

a gaggle of tourists

گروهی از گردشگران

a gaggle of reporters

گروهی از گزارشگران

a gaggle of girls chatting

گروهی از دختران که در حال صحبت کردن هستند

a gaggle of fans waiting outside

گروهی از طرفداران منتظر بیرون

a gaggle of students studying together

گروهی از دانش آموزان که با هم درس می خوانند

a gaggle of friends laughing loudly

گروهی از دوستان که با صدای بلند می خندند

a gaggle of protesters marching in the streets

گروهی از معترضان که در خیابان ها راهپیمایی می کنند

a gaggle of coworkers socializing at the office party

گروهی از همکاران که در مهمانی دفتر با هم تعامل دارند

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید