gastronome

[ایالات متحده]/ˈɡæstrənəʊm/
[بریتانیا]/ˈɡæstrəˌnoʊm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که از غذای خوب لذت می‌برد و قدردانی می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

gastronome culture

فرهنگ غذاشناسی

gastronome society

جامعه غذاشناسی

gastronome experience

تجربه غذاشناسی

gastronome journey

سفر غذاشناسی

gastronome events

رویدادهای غذاشناسی

gastronome lifestyle

سبک زندگی غذاشناسی

gastronome guide

راهنمای غذاشناسی

gastronome network

شبکه غذاشناسی

gastronome reviews

نقد و بررسی‌های غذاشناسی

gastronome trends

ترندهای غذاشناسی

جملات نمونه

the gastronome savored every bite of the gourmet meal.

غذاشناس از هر لقمه از غذای خوشمزه لذت برد.

as a gastronome, she traveled the world in search of unique flavors.

به عنوان یک غذاشناس، او به دنبال طعم های منحصر به فرد در سراسر جهان سفر کرد.

the restaurant was a paradise for any true gastronome.

آن رستوران بهشت ​​برای هر غذاشناس واقعی بود.

he considered himself a gastronome with an appreciation for fine wines.

او خود را یک غذاشناس با قدردانی از شراب های خوب می دانست.

the festival attracted many gastronomes eager to try local delicacies.

جشنواره بسیاری از غذاشناسان مشتاق برای امتحان کردن غذاهای محلی را به خود جذب کرد.

every gastronome knows the importance of fresh ingredients.

هر غذاشناس می داند که مواد تازه چقدر مهم هستند.

the book is a must-read for any aspiring gastronome.

این کتاب برای هر غذاشناس مشتاق ضروری است.

gastronomes often share their experiences in food blogs.

غذاشناسان اغلب تجربیات خود را در وبلاگ های غذا به اشتراک می گذارند.

his passion for cooking made him a respected gastronome.

اشتیاق او به آشپزی او را به یک غذاشناس مورد احترام تبدیل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید