gastronomic

[ایالات متحده]/ˌɡæstrəuˈnɔmik/
[بریتانیا]/ˌɡæstrə'nɑmɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به هنر یا علم پخت و پز؛ مربوط به آشپزی عالی.

عبارات و ترکیب‌ها

gastronomic delights

لذت‌های آشپزی

gastronomic experience

تجربه آشپزی

gastronomic journey

سفر آشپزی

gastronomic pleasure

طعم آشپزی

gastronomic adventure

ماجراجویی آشپزی

جملات نمونه

only a tiny percentage of the day trippers are aware of the village's gastronomic distinction.

فقط درصد بسیار کمی از گردشگران یک روزه از تمایز غذایی روستا آگاه هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید