| صفت تفضیلی | gaunter |
pale and gaunt
بلند و نحیف
looking gaunt
ظاهر نحیف
skeleton-like gaunt
نحیف مانند اسکلت
gaunt appearance
ظاهر نحیف
thin and gaunt
نازک و نحیف
gaunt face
چهره نحیف
there was a lump in her throat as she gazed down at her uncle's gaunt features.
در حالی که به چهره لاغر مردنهاش نگاه میکرد، یک گلوله در گلویش گیر کرده بود.
a white-haired pioneer, her face gaunt from overwork and worry.
یک پیشگام با موهای سفید، چهرهاش به دلیل فرسودگی و نگرانی لاغر و تحلیل رفته بود.
the gaunt figures strode ever onwards; never a one turned his head from his goal.
تصاویر لاغر و تحلیل رفته بیوقفه به جلو حرکت میکردند؛ هیچکدام سرشان را از هدفشان جدا نکردند.
The gharry ponies are gaunt, vicious things that have been sold cheap as having a few years’ work left in them.
اسبهای غاری لاغر، خبیث و ارزانقیمت بودند، زیرا تصور میشد که هنوز چند سال کار در آنها باقی مانده است.
Her gaunt appearance suggested she hadn't been eating well.
ظاهر لاغر و تحلیل رفتهاش نشان میداد که خوب غذا نخورده است.
The gaunt figure in the distance turned out to be a scarecrow.
تصویر لاغر و تحلیل رفته در دوردستها در نهایت یک آدمکش باختنی بود.
His face looked gaunt after weeks of illness.
چهرهاش پس از چند هفته بیماری، لاغر و تحلیل رفته به نظر میرسید.
The gaunt trees stood bare against the winter sky.
درختان لاغر و تحلیل رفته در برابر آسمان زمستانی برهنه ایستاده بودند.
She stared at her gaunt reflection in the mirror, feeling a pang of sadness.
او با حسرت به چهره لاغر و تحلیل رفتهاش در آینه نگاه کرد.
The gaunt man shuffled down the street, looking for food.
مرد لاغر و تحلیل رفته با قدمهای بیهدف در خیابان به دنبال غذا میگشت.
The gaunt dog whimpered in the corner, hungry and alone.
سگ لاغر و تحلیل رفته در گوشه با حالتی غمگین و تنها زوزه میکشید.
The gaunt ruins of the old castle loomed in the distance.
آثار و بقایای لاغر و تحلیل رفته قلعه قدیمی در دوردستها خودنمایی میکردند.
Despite his gaunt appearance, he had a warm smile.
با وجود ظاهر لاغر و تحلیل رفتهاش، لبخند گرمی داشت.
The gaunt branches of the tree reached out like skeletal fingers.
شاخه های لاغر و تحلیل رفته درخت مانند انگشتان اسکلتی به جلو دراز شده بودند.
pale and gaunt
بلند و نحیف
looking gaunt
ظاهر نحیف
skeleton-like gaunt
نحیف مانند اسکلت
gaunt appearance
ظاهر نحیف
thin and gaunt
نازک و نحیف
gaunt face
چهره نحیف
there was a lump in her throat as she gazed down at her uncle's gaunt features.
در حالی که به چهره لاغر مردنهاش نگاه میکرد، یک گلوله در گلویش گیر کرده بود.
a white-haired pioneer, her face gaunt from overwork and worry.
یک پیشگام با موهای سفید، چهرهاش به دلیل فرسودگی و نگرانی لاغر و تحلیل رفته بود.
the gaunt figures strode ever onwards; never a one turned his head from his goal.
تصاویر لاغر و تحلیل رفته بیوقفه به جلو حرکت میکردند؛ هیچکدام سرشان را از هدفشان جدا نکردند.
The gharry ponies are gaunt, vicious things that have been sold cheap as having a few years’ work left in them.
اسبهای غاری لاغر، خبیث و ارزانقیمت بودند، زیرا تصور میشد که هنوز چند سال کار در آنها باقی مانده است.
Her gaunt appearance suggested she hadn't been eating well.
ظاهر لاغر و تحلیل رفتهاش نشان میداد که خوب غذا نخورده است.
The gaunt figure in the distance turned out to be a scarecrow.
تصویر لاغر و تحلیل رفته در دوردستها در نهایت یک آدمکش باختنی بود.
His face looked gaunt after weeks of illness.
چهرهاش پس از چند هفته بیماری، لاغر و تحلیل رفته به نظر میرسید.
The gaunt trees stood bare against the winter sky.
درختان لاغر و تحلیل رفته در برابر آسمان زمستانی برهنه ایستاده بودند.
She stared at her gaunt reflection in the mirror, feeling a pang of sadness.
او با حسرت به چهره لاغر و تحلیل رفتهاش در آینه نگاه کرد.
The gaunt man shuffled down the street, looking for food.
مرد لاغر و تحلیل رفته با قدمهای بیهدف در خیابان به دنبال غذا میگشت.
The gaunt dog whimpered in the corner, hungry and alone.
سگ لاغر و تحلیل رفته در گوشه با حالتی غمگین و تنها زوزه میکشید.
The gaunt ruins of the old castle loomed in the distance.
آثار و بقایای لاغر و تحلیل رفته قلعه قدیمی در دوردستها خودنمایی میکردند.
Despite his gaunt appearance, he had a warm smile.
با وجود ظاهر لاغر و تحلیل رفتهاش، لبخند گرمی داشت.
The gaunt branches of the tree reached out like skeletal fingers.
شاخه های لاغر و تحلیل رفته درخت مانند انگشتان اسکلتی به جلو دراز شده بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید