gave

[ایالات متحده]/ɡeɪvd/
[بریتانیا]/ɡeɪvd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته فعل دادن

عبارات و ترکیب‌ها

gave up

تسلیم شد

gave in

تسلیم شد

gave out

خاموش شد

gave away

هدیه داد

gave back

برگرداند

gave rise

بوجود آورد

gave thought

فکر کرد

gave warning

هشدار داد

gave credit

اعتبار داد

gave praise

تعریف کرد

جملات نمونه

she gave me a beautiful gift for my birthday.

او یک هدیه زیبا برای تولد من به من داد.

the teacher gave us a lot of homework.

معلم مقدار زیادی تکلیف به ما داد.

he gave his presentation with great confidence.

او ارائه خود را با اعتماد به نفس زیاد ارائه داد.

they gave their support to the local charity.

آنها از خیریه محلی حمایت کردند.

my friend gave me some helpful advice.

دوست من به من توصیه های مفیدی داد.

the coach gave the team a motivational speech.

مربی یک سخنرانی انگیزشی به تیم ارائه داد.

she gave him a warm hug before leaving.

او قبل از رفتن یک آغوش گرم به او داد.

the doctor gave her a prescription for the medicine.

پزشک نسخه دارو را به او داد.

he gave his time to volunteer at the shelter.

او وقت خود را برای داوطلب شدن در پناهگاه صرف کرد.

they gave their opinions during the meeting.

آنها نظرات خود را در طول جلسه ارائه کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید