georeferenced data
دادههای ژئورفرنسشده
georeferenced images
تصاویر ژئورفرنسشده
georeferenced maps
نقشههای ژئورفرنسشده
georeferenced coordinates
مختصات ژئورفرنسشده
georeferenced photos
عکسهای ژئورفرنسشده
georeferenced imagery
تصاویر ژئورفرنسشده
georeferenced information
اطلاعات ژئورفرنسشده
georeferenced points
نقطههای ژئورفرنسشده
the georeferenced map displays accurate gps coordinates for all locations.
نقشه مکانیابی جغرافیایی مختصات gps دقیق برای تمامی مکانها را نمایش میدهد.
researchers used georeferenced satellite imagery to track deforestation patterns.
پژوهشگران از تصاویر ماهوارهای مکانیابی جغرافیایی برای پیگیری الگوهای تخریب جنگلها استفاده کردند.
the database contains georeferenced addresses linked to customer profiles.
پایگاه دادهها شامل آدرسهای مکانیابی جغرافیایی که به پروفایلهای مشتریان متصل هستند، میباشد.
surveyors created georeferenced boundary markers for the new property development.
مأموران نقشهبرداری نشانگرهای مرزی مکانیابی جغرافیایی برای توسعه ملک جدید ایجاد کردند.
georeferenced aerial photographs help urban planners visualize zoning changes.
عکسهای هوایی مکانیابی جغرافیایی به برنامهریزان شهری کمک میکنند تا تغییرات تقسیمبندیها را تصور کنند.
the application requires georeferenced data to calculate delivery routes.
این برنامه نیاز به دادههای مکانیابی جغرافیایی برای محاسبه مسیرهای تحویل دارد.
environmental scientists analyzed georeferenced water quality samples.
دانشمندان محیط زیست نمونههای کیفیت آب مکانیابی جغرافیایی را تحلیل کردند.
the georeferenced dataset includes elevation and terrain information.
مجموعه دادههای مکانیابی جغرافیایی شامل اطلاعات ارتفاع و زمینشناسی میباشد.
emergency responders accessed georeferenced evacuation routes during the storm.
پاسخدهندگان اضطراری در طول باران، مسیرهای فرار مکانیابی جغرافیایی را دسترسی پیدا کردند.
archaeologists mapped the georeferenced excavation sites using specialized software.
دکتران باستانشناسی با استفاده از نرمافزارهای ویژه، مکانهای حفاری مکانیابی جغرافیایی را نقشهبرداری کردند.
the platform displays georeferenced real-time traffic data on the interactive map.
این پلتفرم دادههای ترافیکی زنده مکانیابی جغرافیایی را روی نقشه تعاملی نمایش میدهد.
georeferenced historical records help historians track population migration.
دستاوردهای تاریخی مکانیابی جغرافیایی به تاریخدانان کمک میکنند تا جابهجایی جمعیت را پیگیری کنند.
georeferenced data
دادههای ژئورفرنسشده
georeferenced images
تصاویر ژئورفرنسشده
georeferenced maps
نقشههای ژئورفرنسشده
georeferenced coordinates
مختصات ژئورفرنسشده
georeferenced photos
عکسهای ژئورفرنسشده
georeferenced imagery
تصاویر ژئورفرنسشده
georeferenced information
اطلاعات ژئورفرنسشده
georeferenced points
نقطههای ژئورفرنسشده
the georeferenced map displays accurate gps coordinates for all locations.
نقشه مکانیابی جغرافیایی مختصات gps دقیق برای تمامی مکانها را نمایش میدهد.
researchers used georeferenced satellite imagery to track deforestation patterns.
پژوهشگران از تصاویر ماهوارهای مکانیابی جغرافیایی برای پیگیری الگوهای تخریب جنگلها استفاده کردند.
the database contains georeferenced addresses linked to customer profiles.
پایگاه دادهها شامل آدرسهای مکانیابی جغرافیایی که به پروفایلهای مشتریان متصل هستند، میباشد.
surveyors created georeferenced boundary markers for the new property development.
مأموران نقشهبرداری نشانگرهای مرزی مکانیابی جغرافیایی برای توسعه ملک جدید ایجاد کردند.
georeferenced aerial photographs help urban planners visualize zoning changes.
عکسهای هوایی مکانیابی جغرافیایی به برنامهریزان شهری کمک میکنند تا تغییرات تقسیمبندیها را تصور کنند.
the application requires georeferenced data to calculate delivery routes.
این برنامه نیاز به دادههای مکانیابی جغرافیایی برای محاسبه مسیرهای تحویل دارد.
environmental scientists analyzed georeferenced water quality samples.
دانشمندان محیط زیست نمونههای کیفیت آب مکانیابی جغرافیایی را تحلیل کردند.
the georeferenced dataset includes elevation and terrain information.
مجموعه دادههای مکانیابی جغرافیایی شامل اطلاعات ارتفاع و زمینشناسی میباشد.
emergency responders accessed georeferenced evacuation routes during the storm.
پاسخدهندگان اضطراری در طول باران، مسیرهای فرار مکانیابی جغرافیایی را دسترسی پیدا کردند.
archaeologists mapped the georeferenced excavation sites using specialized software.
دکتران باستانشناسی با استفاده از نرمافزارهای ویژه، مکانهای حفاری مکانیابی جغرافیایی را نقشهبرداری کردند.
the platform displays georeferenced real-time traffic data on the interactive map.
این پلتفرم دادههای ترافیکی زنده مکانیابی جغرافیایی را روی نقشه تعاملی نمایش میدهد.
georeferenced historical records help historians track population migration.
دستاوردهای تاریخی مکانیابی جغرافیایی به تاریخدانان کمک میکنند تا جابهجایی جمعیت را پیگیری کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید