germinal

[ایالات متحده]/ˈdʒɜːmɪnəl/
[بریتانیا]/ˈdʒɜrmɪnəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا در مرحله اولیه توسعه؛ از، مربوط به، یا بودن یک میکروب یا جنین
Word Forms
جمعgerminals

عبارات و ترکیب‌ها

germinal stage

مرحله جنینی

germinal idea

ایده جنینی

germinal cell

سلول جنینی

germinal tissue

بافت جنینی

germinal layer

لایه جنینی

germinal vesicle

ونیکل جنینی

germinal center

مرکز جنینی

germinal growth

رشد جنینی

germinal origin

ریشه جنینی

germinal development

توسعه جنینی

جملات نمونه

the germinal stage of development is crucial.

مرحله‌ی جنینی رشد برای توسعه حیاتی است.

germinal ideas can lead to great innovations.

ایده‌های جنینی می‌توانند منجر به نوآوری‌های بزرگی شوند.

in biology, the germinal layer is essential for growth.

در زیست‌شناسی، لایه جنینی برای رشد ضروری است.

she discussed her germinal thoughts on the project.

او ایده‌های جنینی خود را در مورد پروژه مورد بحث قرار داد.

the germinal vesicle is important in oocyte development.

کیست جنینی در توسعه اووسیت مهم است.

his germinal research opened new avenues in science.

تحقیقات جنینی او مسیرهای جدیدی را در علم باز کرد.

the novel explores germinal themes of identity.

رمان مضامین جنینی هویت را بررسی می‌کند.

germinal cells play a key role in reproduction.

سلول‌های جنینی نقش کلیدی در تولید مثل ایفا می‌کنند.

they focused on germinal concepts during the workshop.

آنها در طول کارگاه بر مفاهیم جنینی تمرکز کردند.

the germinal period is when ideas first take shape.

دوره جنینی زمانی است که ایده‌ها برای اولین بار شکل می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید