gilled

[ایالات متحده]/ɡɪld/
[بریتانیا]/ɡɪld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای آبشش یا شبیه آبشش

عبارات و ترکیب‌ها

gilled mushrooms

قارچ‌های پولکی

gilled fish

ماهی‌های پولکی

gilled fungi

قارچ‌های پولکی

gilled species

گونه‌های پولکی

gilled plates

صفحه‌های پولکی

gilled structures

ساختارهای پولکی

gilled gills

پولک‌های آب‌نفس

gilled edges

لبه‌های پولکی

gilled organisms

موجودات پولکی

gilled anatomy

آناتومی پولکی

جملات نمونه

the fish is gilled and ready for cooking.

ماهی آب‌تنه‌ای است و برای پخت آماده است.

she noticed the gilled mushrooms in the forest.

او قارچ‌های آب‌تنه‌ای را در جنگل متوجه شد.

gilled creatures thrive in aquatic environments.

موجودات آب‌تنه‌ای در محیط‌های آبی رشد می‌کنند.

the chef prefers gilled fish for his signature dish.

سرآشپز ترجیح می‌دهد ماهی آب‌تنه‌ای را برای غذای خاص خود استفاده کند.

scientists study gilled species to understand evolution.

دانشمندان گونه‌های آب‌تنه‌ای را برای درک تکامل مطالعه می‌کنند.

gilled fungi can be found in various habitats.

قارچ‌های آب‌تنه‌ای را می‌توان در زیستگاه‌های مختلف یافت.

the aquarium is home to many gilled animals.

آکواریوم خانه‌ی بسیاری از حیوانات آب‌تنه‌ای است.

he collected gilled specimens for his research.

او نمونه‌های آب‌تنه‌ای را برای تحقیقات خود جمع‌آوری کرد.

gilled fish are often considered a delicacy.

ماهی‌های آب‌تنه‌ای اغلب به عنوان غذای خوشمزه در نظر گرفته می‌شوند.

the gilled structure of the gills helps in respiration.

ساختار آب‌تنه‌ای آب‌دماغ‌ها به تنفس کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید