girthing

[ایالات متحده]/ˈɡɜːθɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡɜrθɪŋ/

ترجمه

n. اندازه‌گیری دور تنه یا کمر؛ بند دور کمر برای اسب‌ها؛ اندازه یا وسعت چیزی
v. دور چیزی اندازه‌گیری کردن؛ محکم بستن

عبارات و ترکیب‌ها

girthing strap

بند بسته‌بندی

girthing process

فرآیند بسته‌بندی

girthing technique

تکنیک بسته‌بندی

girthing system

سیستم بسته‌بندی

girthing adjustment

تنظیم بسته‌بندی

girthing method

روش بسته‌بندی

girthing equipment

تجهیزات بسته‌بندی

girthing line

خط بسته‌بندی

girthing procedure

روش کار بسته‌بندی

girthing check

بررسی بسته‌بندی

جملات نمونه

girthing is an essential part of horse care.

بستن درپوش، بخش ضروری مراقبت از اسب است.

she learned the proper technique for girthing a saddle.

او تکنیک صحیح بستن درپوش را یاد گرفت.

make sure the girthing is secure before riding.

مطمئن شوید که بستن درپوش قبل از سواری محکم است.

he adjusted the girthing to fit the horse comfortably.

او بستن درپوش را برای راحتی اسب تنظیم کرد.

understanding girthing helps prevent saddle slipping.

درک از بستن درپوش به جلوگیری از لغزش زین کمک می کند.

she always checks the girthing before every ride.

او همیشه قبل از هر سواری بستن درپوش را بررسی می کند.

proper girthing can enhance a horse's performance.

بستن درپوش مناسب می تواند عملکرد اسب را افزایش دهد.

he taught her the importance of girthing correctly.

او به او اهمیت بستن صحیح درپوش را آموزش داد.

she prefers using a cotton girthing strap for her horse.

او ترجیح می دهد از بند درپوش نخی برای اسب خود استفاده کند.

after girthing, always check for any discomfort in the horse.

پس از بستن درپوش، همیشه به دنبال ناراحتی در اسب باشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید