glasnost

[ایالات متحده]/'ɡlɑ:snɔst/
[بریتانیا]/ˈɡlɑsnəst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شفافیت، عمومی بودن
Word Forms
جمعglasnosts

جملات نمونه

The policy of glasnost allowed for more freedom of speech in the Soviet Union.

سیاست گلاسنست اجازه داد تا آزادی بیان بیشتری در اتحاد جماهیر شوروی وجود داشته باشد.

Glasnost was a key factor in the eventual collapse of the Soviet Union.

گلاسنست یک عامل کلیدی در فروپاشی نهایی اتحاد جماهیر شوروی بود.

Many people credit glasnost for bringing about positive changes in the country.

بسیاری از مردم گلاسنست را به دلیل ایجاد تغییرات مثبت در کشور مسئول می‌دانند.

The concept of glasnost emphasizes transparency and openness in government.

مفهوم گلاسنست بر شفافیت و گشایش در دولت تاکید دارد.

Glasnost paved the way for greater political participation among citizens.

گلاسنست راه را برای مشارکت بیشتر سیاسی شهروندان هموار کرد.

The era of glasnost marked a significant shift in Soviet policy.

عصر گلاسنست نشان دهنده تغییر قابل توجهی در سیاست شوروی بود.

Glasnost allowed for more open discussions on previously taboo topics.

گلاسنست اجازه بحث های بازتر در مورد موضوعات ممنوعه قبلی را داد.

The principles of glasnost aimed to promote accountability and honesty in government.

اصول گلاسنست با هدف ترویج پاسخگویی و صداقت در دولت بودند.

Many historians view glasnost as a turning point in Soviet history.

بسیاری از مورخان گلاسنست را به عنوان یک نقطه عطف در تاریخ شوروی می‌بینند.

Glasnost brought about a new era of openness and reform in the Soviet Union.

گلاسنست یک عصر جدید از گشایش و اصلاحات را در اتحاد جماهیر شوروی به ارمغان آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید