glasnosts

[ایالات متحده]/ˈɡlæs.nɒsts/
[بریتانیا]/ˈɡlæs.nɑːts/

ترجمه

n.(روسی) شفافیت؛ وضوح

عبارات و ترکیب‌ها

glasnosts policy

سیاست گلاسنوست

glasnosts reforms

اصلاحات گلاسنوست

glasnosts era

عصر گلاسنوست

glasnosts movement

جنبش گلاسنوست

glasnosts impact

تاثیر گلاسنوست

glasnosts principles

اصول گلاسنوست

glasnosts initiative

ابتکار عمل گلاسنوست

glasnosts discussions

بحث و گفتگوهای گلاسنوست

glasnosts effects

اثرات گلاسنوست

glasnosts challenges

چالش‌های گلاسنوست

جملات نمونه

glasnosts led to greater transparency in government.

گلاسنست منجر به افزایش شفافیت در دولت شد.

the glasnosts movement changed political discourse in the country.

جنبش گلاسنست گفتمان سیاسی را در کشور تغییر داد.

many citizens embraced glasnosts as a sign of progress.

بسیاری از شهروندان گلاسنست را به عنوان نشانه ای از پیشرفت پذیرفتند.

glasnosts encouraged freedom of expression among the people.

گلاسنست آزادی بیان را در بین مردم تشویق کرد.

through glasnosts, the media gained more independence.

از طریق گلاسنست، رسانه ها استقلال بیشتری به دست آوردند.

glasnosts was a crucial step towards democratization.

گلاسنست یک گام حیاتی به سوی دموکراسی بود.

the concept of glasnosts was revolutionary at the time.

مفهوم گلاسنست در آن زمان انقلابی بود.

many historians study the impact of glasnosts on society.

بسیاری از مورخانان تأثیر گلاسنست بر جامعه را مطالعه می کنند.

glasnosts allowed for open discussions about past mistakes.

گلاسنست اجازه بحث های باز در مورد اشتباهات گذشته را داد.

with glasnosts, citizens felt empowered to voice their opinions.

با گلاسنست، شهروندان احساس کردند که توانایی بیان نظرات خود را دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید