globalism

[ایالات متحده]/ˈɡləʊbəlɪzəm/
[بریتانیا]/ˈɡloʊbəlɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ایدئولوژی سیاسی که از همکاری جهانی و سیاست‌ها حمایت می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

globalism debate

بحث جهانی‌گرایی

globalism effects

اثرات جهانی‌گرایی

globalism policies

خط مشی‌های جهانی‌گرایی

globalism trends

روندهای جهانی‌گرایی

globalism challenges

چالش‌های جهانی‌گرایی

globalism critics

منتقدان جهانی‌گرایی

globalism advocates

طرفداران جهانی‌گرایی

globalism issues

مسائل جهانی‌گرایی

globalism movement

جنبش جهانی‌گرایی

globalism theory

نظریه جهانی‌گرایی

جملات نمونه

globalism promotes international cooperation.

جهانی‌گرایی ترویج همکاری بین‌المللی می‌کند.

critics argue that globalism can harm local economies.

منتقدان استدلال می‌کنند که جهانی‌گرایی می‌تواند به اقتصادهای محلی آسیب برساند.

many believe that globalism leads to cultural homogenization.

بسیاری معتقدند که جهانی‌گرایی منجر به همسان‌سازی فرهنگی می‌شود.

globalism has reshaped trade relations worldwide.

جهانی‌گرایی روابط تجاری در سراسر جهان را بازسازی کرده است.

supporters of globalism advocate for open borders.

طرفداران جهانی‌گرایی از مرزهای باز حمایت می‌کنند.

globalism challenges traditional notions of sovereignty.

جهانی‌گرایی مفاهیم سنتی حاکمیت را به چالش می‌کشد.

some view globalism as a threat to national identity.

برخی جهانی‌گرایی را تهدیدی برای هویت ملی می‌دانند.

globalism encourages the exchange of ideas and cultures.

جهانی‌گرایی تبادل ایده‌ها و فرهنگ‌ها را تشویق می‌کند.

environmental issues are often addressed through globalism.

مشکلات زیست‌محیطی اغلب از طریق جهانی‌گرایی مورد رسیدگی قرار می‌گیرند.

globalism can lead to increased economic interdependence.

جهانی‌گرایی می‌تواند منجر به افزایش وابستگی اقتصادی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید