glutted

[ایالات متحده]/ˈɡlʌt.ɪd/
[بریتانیا]/ˈɡlʌt.ɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته نقلی glut؛ به طور افراطی در اشتها یا تمایل indulge کردن؛ باعث احساس پرشدگی یا خستگی شدن؛ پر کردن به حد افراط

عبارات و ترکیب‌ها

glutted market

بازار اشباع‌شده

glutted supply

عرضه اشباع‌شده

glutted demand

تقاضای اشباع‌شده

glutted inventory

ذخیره اشباع‌شده

glutted economy

اقتصاد اشباع‌شده

glutted resources

منابع اشباع‌شده

glutted industry

صنعت اشباع‌شده

glutted market share

سهم بازار اشباع‌شده

glutted prices

قیمت‌های اشباع‌شده

glutted sector

بخش اشباع‌شده

جملات نمونه

the market is glutted with unsold cars.

بازار مملو از خودروهای نفروخته است.

after the festival, the food was glutted and wasted.

پس از جشنواره، غذا مملو و دور ریخته شد.

the economy became glutted with cheap imports.

اقتصاد مملو از واردات ارزان شد.

she felt glutted with information after the lecture.

او پس از سخنرانی احساس سرشار شدن از اطلاعات کرد.

the market is glutted, causing prices to drop.

بازار مملو است، که باعث کاهش قیمت ها می شود.

he was glutted with success after winning the award.

او پس از برنده شدن جایزه، مملو از موفقیت شد.

the shelves were glutted with products during the sale.

قفسه‌ها در طول حراج مملو از محصولات بودند.

investors were glutted with options in the stock market.

سرمایه گذاران در بازار سهام مملو از گزینه ها بودند.

the restaurant was glutted with customers on weekends.

رستوران در آخر هفته مملو از مشتری بود.

he felt glutted after the big feast.

او پس از جشن بزرگ احساس سرشار شدن کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید