inundated

[ایالات متحده]/ˈɪnʌndeɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈɪnʌndeɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی نقلی inundate؛ برای سیلاب یا غرق کردن؛ به‌طور کامل پر کردن؛ دادن یا تحویل دادن بیش از حد، که باعث می‌شود سخت باشد که کنار بیایید.

عبارات و ترکیب‌ها

inundated with requests

آغشته به درخواست‌ها

inundated by emails

آغشته به ایمیل‌ها

inundated with work

آغشته به کار

inundated with information

آغشته به اطلاعات

inundated by calls

آغشته به تماس‌ها

inundated with feedback

آغشته به بازخورد

inundated with applications

آغشته به درخواست‌ها

inundated with data

آغشته به داده‌ها

inundated with messages

آغشته به پیام‌ها

inundated with tasks

آغشته به وظایف

جملات نمونه

the city was inundated with rainwater after the storm.

شهر پس از طوفان با آب باران دچار آب گرفتگی شد.

she felt inundated by the amount of work she had to complete.

او احساس می‌کرد که حجم کاری که باید انجام دهد، او را در بر گرفته است.

the school was inundated with applications this year.

امسال مدرسه با درخواست‌های متعددی مواجه شد.

he was inundated with emails after the announcement.

او پس از اعلامیه با انبوهی از ایمیل‌ها مواجه شد.

the market was inundated with new products last season.

بازار در فصل گذشته با محصولات جدید پر شده بود.

during the holidays, the store was inundated with customers.

در تعطیلات، مغازه مملو از مشتری بود.

they were inundated with requests for donations.

آنها با درخواست‌های اهدای پول مواجه شدند.

the town was inundated with tourists during the festival.

در طول جشنواره، شهر مملو از گردشگران بود.

after the news broke, the website was inundated with traffic.

پس از انتشار خبر، وب سایت مملو از ترافیک بود.

she was inundated with gratitude after her help.

او پس از کمکش با قدردانی فراوان مواجه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید