inundated with requests
آغشته به درخواستها
inundated by emails
آغشته به ایمیلها
inundated with work
آغشته به کار
inundated with information
آغشته به اطلاعات
inundated by calls
آغشته به تماسها
inundated with feedback
آغشته به بازخورد
inundated with applications
آغشته به درخواستها
inundated with data
آغشته به دادهها
inundated with messages
آغشته به پیامها
inundated with tasks
آغشته به وظایف
the city was inundated with rainwater after the storm.
شهر پس از طوفان با آب باران دچار آب گرفتگی شد.
she felt inundated by the amount of work she had to complete.
او احساس میکرد که حجم کاری که باید انجام دهد، او را در بر گرفته است.
the school was inundated with applications this year.
امسال مدرسه با درخواستهای متعددی مواجه شد.
he was inundated with emails after the announcement.
او پس از اعلامیه با انبوهی از ایمیلها مواجه شد.
the market was inundated with new products last season.
بازار در فصل گذشته با محصولات جدید پر شده بود.
during the holidays, the store was inundated with customers.
در تعطیلات، مغازه مملو از مشتری بود.
they were inundated with requests for donations.
آنها با درخواستهای اهدای پول مواجه شدند.
the town was inundated with tourists during the festival.
در طول جشنواره، شهر مملو از گردشگران بود.
after the news broke, the website was inundated with traffic.
پس از انتشار خبر، وب سایت مملو از ترافیک بود.
she was inundated with gratitude after her help.
او پس از کمکش با قدردانی فراوان مواجه شد.
inundated with requests
آغشته به درخواستها
inundated by emails
آغشته به ایمیلها
inundated with work
آغشته به کار
inundated with information
آغشته به اطلاعات
inundated by calls
آغشته به تماسها
inundated with feedback
آغشته به بازخورد
inundated with applications
آغشته به درخواستها
inundated with data
آغشته به دادهها
inundated with messages
آغشته به پیامها
inundated with tasks
آغشته به وظایف
the city was inundated with rainwater after the storm.
شهر پس از طوفان با آب باران دچار آب گرفتگی شد.
she felt inundated by the amount of work she had to complete.
او احساس میکرد که حجم کاری که باید انجام دهد، او را در بر گرفته است.
the school was inundated with applications this year.
امسال مدرسه با درخواستهای متعددی مواجه شد.
he was inundated with emails after the announcement.
او پس از اعلامیه با انبوهی از ایمیلها مواجه شد.
the market was inundated with new products last season.
بازار در فصل گذشته با محصولات جدید پر شده بود.
during the holidays, the store was inundated with customers.
در تعطیلات، مغازه مملو از مشتری بود.
they were inundated with requests for donations.
آنها با درخواستهای اهدای پول مواجه شدند.
the town was inundated with tourists during the festival.
در طول جشنواره، شهر مملو از گردشگران بود.
after the news broke, the website was inundated with traffic.
پس از انتشار خبر، وب سایت مملو از ترافیک بود.
she was inundated with gratitude after her help.
او پس از کمکش با قدردانی فراوان مواجه شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید