gnarled

[ایالات متحده]/nɑːld/
[بریتانیا]/nɑrld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پیچ خورده یا گره خورده (درختان، تنه‌ها، شاخه‌ها)؛ زبر یا ناهموار (دست‌ها، انگشتان)؛ فرسوده (از یک فرد)

عبارات و ترکیب‌ها

gnarled branches

شاخه های پیچ خورده

gnarled fingers

انگشتان پیچ خورده

gnarled tree trunk

تنه درخت پیچ خورده

جملات نمونه

the gnarled hands of a carpenter.

دست‌های پیچ خورده یک چوب‌ساز.

the gnarled old oak tree.

درخت بلوط پیر و پیچ خورده.

a gnarled old apple tree

یک درخت سیب پیر و پیچ خورده

With his rootlike feet and gnarled hands, he is known as “The Tree Man”.

با پاهای شبیه ریشه و دست‌های پیچ خورده، او به عنوان «مرد درخت» شناخته می‌شود.

The gnarled tree stood tall in the forest.

درخت پیچ خورده در جنگل ایستاده بود.

His gnarled hands showed years of hard work.

دست‌های پیچ خورده او سال‌ها کار سخت را نشان می‌دادند.

She followed the gnarled path through the ancient ruins.

او مسیر پیچ خورده را از میان ویرانه‌های باستانی دنبال کرد.

The gnarled roots of the tree reached deep into the ground.

ریشه‌های پیچ خورده درخت عمیقاً در زمین نفوذ کرده بودند.

The old man's face was lined and gnarled with age.

چهره مرد پیر با چین و چروک و پیچیدگی نشان دهنده سن بود.

The farmer's gnarled fingers expertly plucked the ripe fruit.

انگشتان پیچ خورده کشاورز با مهارت میوه‌های رسیده را چید.

The gnarled branches of the tree twisted in the wind.

شاخه‌های پیچ خورده درخت در باد پیچ و تاب می‌خوردند.

She found a gnarled walking stick to help her hike up the mountain.

او یک چوب دست پیچ خورده برای کمک به او برای صعود به کوه پیدا کرد.

The gnarled bark of the tree was rough to the touch.

پوست درخت پیچ خورده در لمس زبر بود.

The gnarled fence surrounded the old farmhouse.

فنس پیچ خورده اطراف خانه روستایی قدیمی را احاطه کرده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید