knotted

[ایالات متحده]/'nɒtɪd/
[بریتانیا]/'nɑtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. گره‌دار یا درهم‌برهم؛ پیچیده یا ظریف
Word Forms
قسمت سوم فعلknotted
زمان گذشتهknotted

عبارات و ترکیب‌ها

knotted hair

ریش گره‌دار

knotted rope

طناب گره‌دار

جملات نمونه

She knotted the parcel firmly.

او بسته را محکم گره زد.

He knotted two ropes together.

او دو طناب را به هم گره زد.

the scarves were knotted loosely around their throats.

شال‌ها به طور شل در اطراف گردن‌هایشان گره خورده بودند.

his tie was knotted below the open collar of his shirt.

کرواتش زیر یقه باز پیراهنش گره خورده بود.

his first action must be to unloose that knotted necktie.

اولین اقدام او باید باز کردن آن کراوات گره خورده باشد.

This is knotted in emerald green, lovat, magenta and rose-red.

این با رنگ سبز زمردی، لوات، فوشیا و قرمز رز گره خورده است.

Let people go back aboriginally using knotted ropes for simple reckoning.

به مردم اجازه دهید به طور غریزی با استفاده از طناب‌های گره‌دار برای محاسبات ساده بازگردند.

The Inca scribes (known as armantus) used the quipu (knotted ropes) to record and store information about the immense holdings of the vast Inca empire.

نویسندگان اینکا (که به عنوان آرمانتوس شناخته می‌شدند) از کوپی (طناب‌های گره‌دار) برای ثبت و ذخیره اطلاعات در مورد دارایی‌های عظیم امپراتوری اینکا استفاده می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید