gnawer

[ایالات متحده]/ˈnɔːə/
[بریتانیا]/ˈnɔːər/

ترجمه

n. شخص یا حیوانی که می‌جود؛ حیوانی با دندان‌های آسیابی که غذا را می‌جود؛ چیزی که می‌جود یا فرسایش می‌دهد
Word Forms
جمعgnawers

عبارات و ترکیب‌ها

gnawer of wood

خوردن چوب

gnawer of bones

خوردن استخوان

gnawer of roots

خوردن ریشه

gnawer of wires

خوردن سیم

gnawer of food

خوردن غذا

gnawer in shadows

خوردن در سایه‌ها

gnawer of flesh

خوردن گوشت

gnawer at night

خوردن در شب

gnawer of dreams

خوردن رویاها

gnawer of time

خوردن زمان

جملات نمونه

the gnawer chewed through the wood.

جَوی‌کنان از چوب عبور کرد.

rats are common gnawers in urban areas.

خرطوم‌ها در مناطق شهری رایج هستند.

the gnawer left behind evidence of its presence.

جَوی‌کنان شواهدی از حضور خود به جا گذاشت.

many gnawers can cause damage to crops.

بسیاری از جَوی‌کنان می‌توانند به محصولات کشاورزی آسیب برسانند.

the scientist studied the behavior of the gnawer.

دانشمند رفتار جَوی‌کنان را مطالعه کرد.

gnawers are often found in burrows.

جَوی‌کنان اغلب در لانه‌ها یافت می‌شوند.

some gnawers are nocturnal and active at night.

برخی از جَوی‌کنان شب‌زی هستند و در شب فعال هستند.

the gnawer's teeth are specially adapted for chewing.

دندان‌های جَوی‌کنان به‌طور خاص برای جویدن سازگار شده‌اند.

farmers often set traps to catch the gnawer.

کشاورزان اغلب تله می‌گذارند تا جَوی‌کنان را به دام بیاندازند.

the presence of a gnawer indicates a potential problem.

حضور یک جَوی‌کن نشان‌دهنده یک مشکل احتمالی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید