consume

[ایالات متحده]/kənˈsjuːm/
[بریتانیا]/kənˈsuːm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

مصرف کردن
vt. تمام کردن؛ خوردن یا نوشیدن؛ به وسیله آتش یا به طور کامل نابود کردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردconsumes
صفت یا فعل حال استمراریconsuming
زمان گذشتهconsumed
قسمت سوم فعلconsumed
جمعconsumes

عبارات و ترکیب‌ها

consume food

مصرف غذا

consume energy

مصرف انرژی

propensity to consume

تمایل به مصرف

جملات نمونه

people consume a good deal of sugar in drinks.

افراد مقدار زیادی شکر را در نوشیدنی‌ها مصرف می‌کنند.

Carolyn was consumed with guilt.

ک Carolین غرق در احساس گناه بود.

a man consumed by wanderlust.

مردي که غرق در عطش سفر بود.

was consumed by fear;

او غرق در ترس بود;

The flowers consumed away.

گل‌ها پژمرده و از بین رفتند.

He consumed four eggs.

او چهار تخم مرغ مصرف کرد.

a society that consumes as fast as it produces.

جامعه‌ای که با همان سرعتی که تولید می‌کند، مصرف می‌کند.

She was consumed with guilt.

او غرق در احساس گناه بود.

greedily consumed the sandwich;

ساندویچ را به طرز حرصی مصرف کرد;

engines that consume less fuel; a project that consumed most of my time and energy.

موتورهایی که سوخت کمتری مصرف می‌کنند؛ پروژه‌ای که بیشتر وقت و انرژی من را مصرف کرد.

flames that consumed the house; a body consumed by cancer.

شعله‌هایی که خانه را در بر گرفتند؛ بدنی که توسط سرطان مصرف شد.

the stove consumed a prodigious amount of fuel.

اجاق گاز مقدار قابل توجهی سوخت مصرف کرد.

Her face consumed away.

چهره او از بین رفت.

time and money consumed in litigation;

زمان و پولی که در دادرسی مصرف شد;

His old car consumed much gasoline.

ماشین قدیمی او بنزین زیادی مصرف می‌کرد.

Paperwork consumed much of the committee's time.

کارهای اداری بخش زیادی از وقت کمیته را مصرف کرد.

consumed with jealousy.See Synonyms at monopolize

غرق در حسادت. برای مترادف‌ها به monopolize مراجعه کنید

The fire soon consumed the wooden buildings.

آتش به سرعت ساختمان‌های چوبی را در بر گرفت.

نمونه‌های واقعی

Thus consumers will have to pay up.

بنابراین مصرف‌کنندگان مجبور خواهند بود هزینه پرداخت کنند.

منبع: The Economist (Summary)

The car consumes a lot of fuel.

خودرو بنزین زیادی مصرف می‌کند.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

Apples are something that you can consume.

سیب‌ها چیزی هستند که می‌توانید مصرف کنید.

منبع: Monetary Banking (Video Version)

He most likely was consumed in the explosion.

احتمالاً در اثر انفجار کشته شد.

منبع: Oxford Shanghai Edition High School English Grade 11 Upper Level

Sensors measure how much the cat consumes.

سنسورها میزان مصرف گربه را اندازه‌گیری می‌کنند.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Collection July 2014

So is GM food safe for humans to consume?

بنابراین آیا غذاهای مهندسی ژنتیک برای مصرف انسان ایمن هستند؟

منبع: People in the Know

I live in fear. It consumes me.

من در ترس زندگی می‌کنم. مرا در بر می‌گیرد.

منبع: The Vampire Diaries Season 1

Anyway, it doesn't consume electricity or gas to think.

البته، فکر کردن برق یا گاز مصرف نمی‌کند.

منبع: English PK Platform - Authentic American English Audio Version

Black holes flare up when they consume large gulps of matter.

سیاه‌چاله‌ها زمانی که مقادیر زیادی ماده را مصرف می‌کنند، فوران می‌کنند.

منبع: Scientific 60 Seconds - Scientific American May 2022 Collection

These creatures are eaten by the fish that we eventually consume.

این موجودات توسط ماهی‌هایی که ما در نهایت مصرف می‌کنیم، خورده می‌شوند.

منبع: BBC Portable English Selected Past Issues

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید