goalie

[ایالات متحده]/'gəʊlɪ/
[بریتانیا]/'goli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بازیکنی که دروازه را محافظت می‌کند و سعی می‌کند از گل زدن تیم رقیب جلوگیری کند
Word Forms
جمعgoalies

جملات نمونه

The goalie made a spectacular save.

دروازه‌بان یک مهارة نمایشی انجام داد.

The goalie blocked the shot with his body.

دروازه‌بان با بدن خود شوت را دفع کرد.

The goalie is the last line of defense.

دروازه‌بان آخرین خط دفاعی است.

The goalie wears gloves to protect his hands.

دروازه‌بان از دستکش برای محافظت از دست‌هایش استفاده می‌کند.

The goalie dove to make the save.

دروازه‌بان برای مهار توپ شیرجه زد.

The goalie's reflexes are quick.

حركات دروازه‌بان سریع است.

The goalie anticipates the opponent's moves.

دروازه‌بان پیش‌بینی می‌کند که حریف چه می‌کند.

The goalie is an essential player in a soccer team.

دروازه‌بان یک بازیکن ضروری در تیم فوتبال است.

The goalie communicates with the defenders to organize the defense.

دروازه‌بان با مدافعان ارتباط برقرار می‌کند تا دفاع را سازماندهی کند.

The goalie is responsible for keeping the ball out of the net.

دروازه‌بان مسئول جلوگیری از ورود توپ به دروازه است.

نمونه‌های واقعی

I play lacrosse and it has a goalie.

من بازی لاکراس انجام می‌دهم و یک دروازه‌بان دارد.

منبع: 2018 Best Hits Compilation

I didn't want to blame the goalie, in all honesty.

صادقانه بگویم، نمی‌خواستم تقصیر دروازه‌بان را متوجه کنم.

منبع: 73 Quick Questions and Answers with Celebrities (Bilingual Selection)

Only the goalie can use his hands.

فقط دروازه‌بان می‌تواند از دست‌هایش استفاده کند.

منبع: American Family Universal Parent-Child English

Goalies and defenders were most likely to get concussions.

دروازه‌بان‌ها و مدافعان بیشتر احتمال داشتند دچار ضربه مغزی شوند.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation March 2014

Whoever gets the most goals on the goalies win the medal.

هرکسی که بیشترین گل‌ها را به دروازه‌بان‌ها بزند، مدال را می‌برد.

منبع: 2018 Best Hits Compilation

Three. A goal can be scored by anyone on the ice, including the goalie.

سه. یک گل می‌تواند توسط هر کسی روی یخ زده شود، از جمله دروازه‌بان.

منبع: Popular Science Essays

I swear the goalie from the other team has been my Uber driver.

قسم می‌خورم دروازه‌بان تیم دیگر راننده Uber من بوده است.

منبع: Modern Family - Season 10

Right. He's the goalie. He can touch the ball with his hands. Other players can't.

درست است. او دروازه‌بان است. می‌تواند با دست‌هایش به توپ دست بزند. بازیکنان دیگر نمی‌توانند.

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

During an important game, the star goalie of the football team was asleep at the wheel.

در طول یک بازی مهم، دروازه‌بان ستاره تیم فوتبال پشت فرمان خوابیده بود.

منبع: VOA Special August 2022 Collection

Renmin University goalie Hao Ziliang says he is glad to be part of the Olympic preparation work.

هاو زیلیانگ، دروازه‌بان دانشگاه رنمین، می‌گوید از اینکه بخشی از کار آماده‌سازی المپیک است خوشحال است.

منبع: CRI Online April 2021 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید