| جمع | goalkeepers |
starting goalkeeper
دروازهبان اصلی
backup goalkeeper
دروازهبان ذخیره
experienced goalkeeper
دروازهبان باتجربه
national team goalkeeper
دروازهبان تیم ملی
he is a goalkeeper without peer.
او یک دروازهبان بینظیر است.
the goalkeeper was sent off for a professional foul.
دروازهبان به دلیل خطای حرفهای اخراج شد.
the goalkeeper was able to smother the ball.
دروازهبان توانست توپ را مهار کند.
The goalkeeper made a dive for the ball.
دروازهبان برای گرفتن توپ شیرجه زد.
the goalkeeper was sent off for using abusive language.
دروازهبان به دلیل استفاده از الفاظ رکیک اخراج شد.
the goalkeeper acquitted himself well.
دروازهبان عملکرد خوبی داشت.
the goalkeeper brought down Hendrie and a linesman immediately flagged.
دروازهبان هندری را نقش زمین کرد و یک خطنما بلافاصله پرچم نشان داد.
my only reservation is the goalkeeper's lack of inches.
تنها نگرانی من کمبود قد دروازهبان است.
they had to thank the goalkeeper for some inspired saves.
آنها باید از دروازهبان برای برخی از نجاتهای الهامبخش تشکر کنند.
the goalkeeper was caught napping by a shot from Carpenter.
دروازهبان در حالی که غفله کرده بود، توسط شوت کارپینتر غافلگیر شد.
the goalkeeper's knee was strapped up .
زانویت دروازهبان بسته شد.
The goalkeeper jumped and caught the ball.
دروازهبان پرید و توپ را گرفت.
Who shall we play as goalkeeper?
ما به عنوان دروازهبان با چه کسی بازی خواهیم کرد؟
For a goalkeeper,it’s a great advantage to have big hands.
برای یک دروازهبان، داشتن دستهای بزرگ یک مزیت بزرگ است.
no goalkeeper cares to face his thunderous shots.
هیچ دروازهبانی نمیخواهد با شوتهای رعدآسا او روبرو شود.
Cook forced the goalkeeper to back-pedal and push a shot over the bar.
کُک باعث شد دروازهبان به عقب برود و شوت را از بالای دروازه دور کند.
Our defeat in last week’s game is down to the goalkeeper,who played very badly.
شکست ما در بازی هفته گذشته به دلیل دروازهبان است که بازی بسیار بدی انجام داد.
Goalkeepers are paid to uglify matters, to thwart the great artists with a dark artistry of their own.
دروازهبانها برای زشت کردن مسائل، برای جلوگیری از هنرمندان بزرگ با هنر تاریک خود استخدام میشوند.
The goalkeeper was injured so a defender had to go in goal.
دروازهبان آسیب دید، بنابراین یک مدافع مجبور شد به دروازه برود.
starting goalkeeper
دروازهبان اصلی
backup goalkeeper
دروازهبان ذخیره
experienced goalkeeper
دروازهبان باتجربه
national team goalkeeper
دروازهبان تیم ملی
he is a goalkeeper without peer.
او یک دروازهبان بینظیر است.
the goalkeeper was sent off for a professional foul.
دروازهبان به دلیل خطای حرفهای اخراج شد.
the goalkeeper was able to smother the ball.
دروازهبان توانست توپ را مهار کند.
The goalkeeper made a dive for the ball.
دروازهبان برای گرفتن توپ شیرجه زد.
the goalkeeper was sent off for using abusive language.
دروازهبان به دلیل استفاده از الفاظ رکیک اخراج شد.
the goalkeeper acquitted himself well.
دروازهبان عملکرد خوبی داشت.
the goalkeeper brought down Hendrie and a linesman immediately flagged.
دروازهبان هندری را نقش زمین کرد و یک خطنما بلافاصله پرچم نشان داد.
my only reservation is the goalkeeper's lack of inches.
تنها نگرانی من کمبود قد دروازهبان است.
they had to thank the goalkeeper for some inspired saves.
آنها باید از دروازهبان برای برخی از نجاتهای الهامبخش تشکر کنند.
the goalkeeper was caught napping by a shot from Carpenter.
دروازهبان در حالی که غفله کرده بود، توسط شوت کارپینتر غافلگیر شد.
the goalkeeper's knee was strapped up .
زانویت دروازهبان بسته شد.
The goalkeeper jumped and caught the ball.
دروازهبان پرید و توپ را گرفت.
Who shall we play as goalkeeper?
ما به عنوان دروازهبان با چه کسی بازی خواهیم کرد؟
For a goalkeeper,it’s a great advantage to have big hands.
برای یک دروازهبان، داشتن دستهای بزرگ یک مزیت بزرگ است.
no goalkeeper cares to face his thunderous shots.
هیچ دروازهبانی نمیخواهد با شوتهای رعدآسا او روبرو شود.
Cook forced the goalkeeper to back-pedal and push a shot over the bar.
کُک باعث شد دروازهبان به عقب برود و شوت را از بالای دروازه دور کند.
Our defeat in last week’s game is down to the goalkeeper,who played very badly.
شکست ما در بازی هفته گذشته به دلیل دروازهبان است که بازی بسیار بدی انجام داد.
Goalkeepers are paid to uglify matters, to thwart the great artists with a dark artistry of their own.
دروازهبانها برای زشت کردن مسائل، برای جلوگیری از هنرمندان بزرگ با هنر تاریک خود استخدام میشوند.
The goalkeeper was injured so a defender had to go in goal.
دروازهبان آسیب دید، بنابراین یک مدافع مجبور شد به دروازه برود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید