gods

[ایالات متحده]/ɡɒdz/
[بریتانیا]/ɡɑdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اله‌ها؛ موجودات الهی؛ جمع خدا

عبارات و ترکیب‌ها

gods of war

خدايان جنگ

gods of fortune

خدايان ثروت

gods among us

خداوندان در میان ما

gods of love

خدايان عشق

gods of music

خدايان موسيقي

gods of nature

خدايان طبيعت

gods of wisdom

خدايان خرد

جملات نمونه

the gods are often depicted in ancient art.

خدايان اغلب در هنر باستان به تصویر کشیده می‌شوند.

many cultures believe in multiple gods.

فرهنگ‌های بسیاری بر خدایان متعدد باور دارند.

the gods of olympus are well-known in mythology.

خدايان المپوس در اساطير به خوبی شناخته شده اند.

people pray to the gods for guidance.

مردم برای هدایت از خدايان طلب کمک می‌کنند.

in some stories, the gods interact with humans.

در برخی داستان‌ها، خدايان با انسان‌ها تعامل دارند.

the gods were angry and caused a great storm.

خدايان عصبانی بودند و طوفان بزرگی به وجود آوردند.

she believes that the gods have a plan for her.

او معتقد است که خدايان برای او نقشه ای دارند.

in ancient times, people sacrificed to the gods.

در زمان‌های قدیم، مردم قربانی‌هایی به خدايان تقدیم می‌کردند.

the gods are often associated with nature.

خدايان اغلب با طبیعت مرتبط هستند.

he feels a connection to the gods when he meditates.

وقتی او مدیتیشن می‌کند، احساس ارتباطی با خدايان می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید