gonad

[ایالات متحده]/'gəʊnæd/
[بریتانیا]/'ɡonæd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. غده تولید مثل؛ غده جنسی
Word Forms
جمعgonads

جملات نمونه

The histology of female gonad of Paphia (Paratapes) undulata (Born) was studied with light microscope.

مطالعه میکروسکوپی بافت بافت جنسی ماده پافیا (پاراتپس) آندولاتا (برن) انجام شد.

Results The patients showed gonad hypoevolutism, low levels of testosterone, folliculin and luteinizing hormone.

نتایج: بیماران دچار کم‌توسعه‌خوری غدد جنسی، سطح پایین تستوسترون، فولیکولین و هورمون لوتئینه بودند.

The doctor examined his gonads during the physical examination.

پزشک در طول معاینه فیزیکی غدد جنسی او را معاینه کرد.

Cancer can affect the gonads and reduce fertility.

سرطان می‌تواند غدد جنسی را تحت تأثیر قرار داده و باروری را کاهش دهد.

Hormones produced by the gonads play a crucial role in reproductive health.

هورمون‌هایی که توسط غدد جنسی تولید می‌شوند نقش مهمی در سلامت باروری ایفا می‌کنند.

In some species, the gonads are external and easily visible.

در برخی گونه‌ها، غدد جنسی بیرونی و به راحتی قابل مشاهده هستند.

The gonads are responsible for producing sex cells.

غدد جنسی مسئول تولید سلول‌های جنسی هستند.

Certain diseases can affect the function of the gonads.

برخی بیماری‌ها می‌توانند عملکرد غدد جنسی را تحت تأثیر قرار دهند.

Gonads develop differently in males and females.

غدد جنسی در مردان و زنان به طور متفاوتی رشد می‌کنند.

The gonads are part of the endocrine system.

غدد جنسی بخشی از سیستم غدد درون‌ریز هستند.

The presence of gonads determines an individual's sex.

وجود غدد جنسی جنسیت یک فرد را تعیین می‌کند.

Gonads are essential for reproduction in most animals.

غدد جنسی برای تولید مثل در بیشتر حیوانات ضروری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید