gongs

[ایالات متحده]/ɡɒŋz/
[بریتانیا]/ɡɔŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع گونگ

عبارات و ترکیب‌ها

play gongs

اجرای گونگ

ring gongs

زنگ گونگ

sound gongs

صدای گونگ

strike gongs

ضربه زدن به گونگ

hit gongs

ضربه به گونگ

gongs toll

زنگوله های گونگ

gongs echo

بازتاب گونگ

gongs resonate

گونگ ها طنین انداز شوند

gongs ring

زنگوله های گونگ

gongs play

اجرای گونگ

جملات نمونه

we heard the gongs ringing in the distance.

ما صدای گنجشكان را در دوردست شنیدیم.

the gongs signaled the start of the festival.

گنجشكان شروع جشنواره را نشان دادند.

she played the gongs beautifully during the performance.

او در طول اجرا به زیبایی با گنجشكان نواخت.

the gongs echoed through the temple.

صدای گنجشكان در معبد طنین انداز شد.

he learned to play the gongs as a child.

او در کودکی یاد گرفت که چگونه با گنجشكان بنوازد.

the gongs are an important part of the ceremony.

گنجشكان بخش مهمی از مراسم هستند.

they used gongs to celebrate the new year.

آنها از گنجشكان برای جشن سال نو استفاده کردند.

the sound of gongs filled the air with excitement.

صدای گنجشكان هوا را با هیجان پر کرد.

during the parade, the gongs were played loudly.

در طول رژه، گنجشكان با صدای بلند نواخته شدند.

learning to play the gongs requires practice.

یادگیری نواختن گنجشكان نیاز به تمرین دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید