play gongs
اجرای گونگ
ring gongs
زنگ گونگ
sound gongs
صدای گونگ
strike gongs
ضربه زدن به گونگ
hit gongs
ضربه به گونگ
gongs toll
زنگوله های گونگ
gongs echo
بازتاب گونگ
gongs resonate
گونگ ها طنین انداز شوند
gongs ring
زنگوله های گونگ
gongs play
اجرای گونگ
we heard the gongs ringing in the distance.
ما صدای گنجشكان را در دوردست شنیدیم.
the gongs signaled the start of the festival.
گنجشكان شروع جشنواره را نشان دادند.
she played the gongs beautifully during the performance.
او در طول اجرا به زیبایی با گنجشكان نواخت.
the gongs echoed through the temple.
صدای گنجشكان در معبد طنین انداز شد.
he learned to play the gongs as a child.
او در کودکی یاد گرفت که چگونه با گنجشكان بنوازد.
the gongs are an important part of the ceremony.
گنجشكان بخش مهمی از مراسم هستند.
they used gongs to celebrate the new year.
آنها از گنجشكان برای جشن سال نو استفاده کردند.
the sound of gongs filled the air with excitement.
صدای گنجشكان هوا را با هیجان پر کرد.
during the parade, the gongs were played loudly.
در طول رژه، گنجشكان با صدای بلند نواخته شدند.
learning to play the gongs requires practice.
یادگیری نواختن گنجشكان نیاز به تمرین دارد.
play gongs
اجرای گونگ
ring gongs
زنگ گونگ
sound gongs
صدای گونگ
strike gongs
ضربه زدن به گونگ
hit gongs
ضربه به گونگ
gongs toll
زنگوله های گونگ
gongs echo
بازتاب گونگ
gongs resonate
گونگ ها طنین انداز شوند
gongs ring
زنگوله های گونگ
gongs play
اجرای گونگ
we heard the gongs ringing in the distance.
ما صدای گنجشكان را در دوردست شنیدیم.
the gongs signaled the start of the festival.
گنجشكان شروع جشنواره را نشان دادند.
she played the gongs beautifully during the performance.
او در طول اجرا به زیبایی با گنجشكان نواخت.
the gongs echoed through the temple.
صدای گنجشكان در معبد طنین انداز شد.
he learned to play the gongs as a child.
او در کودکی یاد گرفت که چگونه با گنجشكان بنوازد.
the gongs are an important part of the ceremony.
گنجشكان بخش مهمی از مراسم هستند.
they used gongs to celebrate the new year.
آنها از گنجشكان برای جشن سال نو استفاده کردند.
the sound of gongs filled the air with excitement.
صدای گنجشكان هوا را با هیجان پر کرد.
during the parade, the gongs were played loudly.
در طول رژه، گنجشكان با صدای بلند نواخته شدند.
learning to play the gongs requires practice.
یادگیری نواختن گنجشكان نیاز به تمرین دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید