bronze sculpture
مجسمه برنزی
bronze age
عصر برنز
bronze medal
مدال برنزی
bronze statue
مجسمه برنزی
bronze color
رنگ برنزی
bronze casting
ریختهگری برنز
bronze alloy
آلیاژ برنز
bronze ware
کالاهای برنزی
bronze powder
پودر برنز
tin bronze
برنز قلع
aluminum bronze
برنز آلومینیوم
phosphor bronze
برنز فسفری
beryllium bronze
برنز بریلیوم
silicon bronze
برنز سیلیکونی
cast bronze
برنز ریختهگری
bronze medalist
برنده مدال برنز
tungsten bronze
برنز تنگستن
aluminium bronze
برنز آلومینیوم
casting bronze
ریختهگری برنز
an archaic bronze statuette.
یک مجسمه برنزی باستانی
the bronze bell tangs.
زنگهای برنزی به صدا درآمدند.
flint and bronze implements
ابزارهای فِلینت و برنز
The sculpture was a bronze cast.
مجسمه یک قالب برنزی بود.
an alloy of nickel, bronze, and zinc.
آلیاژی از نیکل، برنز و روی.
bronze casts of the sculpture.
قالبهای برنزی از مجسمه.
a bronze trifoliate key handle.
دسته کلید برنزی سه لبی.
Bronze are now cast into coins.
برنز اکنون به سکه تبدیل می شود.
She won a bronze medal.
او مدال برنزی برد.
Alison was bronzed by outdoor life.
آلیسون به دلیل زندگی در فضای باز برنزه شده بود.
a statue in bronze; a note written in German.
یک مجسمه برنزی؛ یک یادداشت به زبان آلمانی نوشته شده است.
The swimmer won a bronze in the free style.
شناگر مدال برنزی در شنای آزاد برد.
They learned to mould bronze into statues.
آنها یاد گرفتند که برنز را به مجسمه تبدیل کنند.
bronze that is faced with gold foil.
برنزی که با ورقه طلا روکش شده است.
myself presented to him a bronze sword.
من یک شمشیر برنزی به او تقدیم کردم.
A careful examination of the antique bronze showed it to be a forgery.
بررسی دقیق برنز عتیقه نشان داد که جعلی است.
an archaic Greek bronze of the seventh centuryb.c.
یک مجسمه برنزی یونانی باستانی از قرن هفتم قبل از میلاد.
His face was bronzed by the sun.
چهره او در اثر آفتاب برنزه شده بود.
The statue was cast in bronze.
مجسمه از برنز ریختهگری شده بود.
منبع: IELTS vocabulary example sentencesYou got your gold, silver, bronze medalists.
شما مدالآوران طلا، نقره و برنز خود را دارید.
منبع: 2018 Best Hits CompilationKelly Sildaru of Estonia took the bronze with 82.06 points.
کلی سیلدارو از استونی با امتیاز 82.06 مدال برنزی را کسب کرد.
منبع: Intermediate and advanced English short essay.Team China also won 32 silvers and 18 bronzes.
تیم چین همچنین 32 نقره و 18 برنز نیز به دست آورد.
منبع: CRI Online August 2021 CollectionThe United States won the gold while Canada captured the bronze.
ایالات متحده مدال طلا را به دست آورد در حالی که کانادا مدال برنزی را کسب کرد.
منبع: CRI Online February 2022 CollectionAh, then the bronze scheme would probably suit you best.
آه، پس طرح برنزی احتمالاً برای شما مناسبتر خواهد بود.
منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 6That metal is tin, and a mixture of tin and copper is called bronze.
آن فلز قلع است و ترکیبی از قلع و مس به برنز معروف است.
منبع: A Brief History of the WorldErin Hamlin gives the US its first medal in women single luge by winning the bronze.
ارین هَم لین با کسب مدال برنزی، اولین مدال را برای ایالات متحده در ماده لژ اسکی زنان به ارمغان میآورد.
منبع: NPR News February 2014 CompilationThey cast it and poured 63 tonnes of molten bronze into that cast.
آن را ریختهگری کردند و 63 تن برنز مذاب را در آن قالب ریختند.
منبع: BBC documentary "Chinese New Year"It recently returned a bronze cockerel to Nigeria.
به تازگی یک مرغ برنزی را به نیجریه بازگرداند.
منبع: VOA Special August 2022 Collectionbronze sculpture
مجسمه برنزی
bronze age
عصر برنز
bronze medal
مدال برنزی
bronze statue
مجسمه برنزی
bronze color
رنگ برنزی
bronze casting
ریختهگری برنز
bronze alloy
آلیاژ برنز
bronze ware
کالاهای برنزی
bronze powder
پودر برنز
tin bronze
برنز قلع
aluminum bronze
برنز آلومینیوم
phosphor bronze
برنز فسفری
beryllium bronze
برنز بریلیوم
silicon bronze
برنز سیلیکونی
cast bronze
برنز ریختهگری
bronze medalist
برنده مدال برنز
tungsten bronze
برنز تنگستن
aluminium bronze
برنز آلومینیوم
casting bronze
ریختهگری برنز
an archaic bronze statuette.
یک مجسمه برنزی باستانی
the bronze bell tangs.
زنگهای برنزی به صدا درآمدند.
flint and bronze implements
ابزارهای فِلینت و برنز
The sculpture was a bronze cast.
مجسمه یک قالب برنزی بود.
an alloy of nickel, bronze, and zinc.
آلیاژی از نیکل، برنز و روی.
bronze casts of the sculpture.
قالبهای برنزی از مجسمه.
a bronze trifoliate key handle.
دسته کلید برنزی سه لبی.
Bronze are now cast into coins.
برنز اکنون به سکه تبدیل می شود.
She won a bronze medal.
او مدال برنزی برد.
Alison was bronzed by outdoor life.
آلیسون به دلیل زندگی در فضای باز برنزه شده بود.
a statue in bronze; a note written in German.
یک مجسمه برنزی؛ یک یادداشت به زبان آلمانی نوشته شده است.
The swimmer won a bronze in the free style.
شناگر مدال برنزی در شنای آزاد برد.
They learned to mould bronze into statues.
آنها یاد گرفتند که برنز را به مجسمه تبدیل کنند.
bronze that is faced with gold foil.
برنزی که با ورقه طلا روکش شده است.
myself presented to him a bronze sword.
من یک شمشیر برنزی به او تقدیم کردم.
A careful examination of the antique bronze showed it to be a forgery.
بررسی دقیق برنز عتیقه نشان داد که جعلی است.
an archaic Greek bronze of the seventh centuryb.c.
یک مجسمه برنزی یونانی باستانی از قرن هفتم قبل از میلاد.
His face was bronzed by the sun.
چهره او در اثر آفتاب برنزه شده بود.
The statue was cast in bronze.
مجسمه از برنز ریختهگری شده بود.
منبع: IELTS vocabulary example sentencesYou got your gold, silver, bronze medalists.
شما مدالآوران طلا، نقره و برنز خود را دارید.
منبع: 2018 Best Hits CompilationKelly Sildaru of Estonia took the bronze with 82.06 points.
کلی سیلدارو از استونی با امتیاز 82.06 مدال برنزی را کسب کرد.
منبع: Intermediate and advanced English short essay.Team China also won 32 silvers and 18 bronzes.
تیم چین همچنین 32 نقره و 18 برنز نیز به دست آورد.
منبع: CRI Online August 2021 CollectionThe United States won the gold while Canada captured the bronze.
ایالات متحده مدال طلا را به دست آورد در حالی که کانادا مدال برنزی را کسب کرد.
منبع: CRI Online February 2022 CollectionAh, then the bronze scheme would probably suit you best.
آه، پس طرح برنزی احتمالاً برای شما مناسبتر خواهد بود.
منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 6That metal is tin, and a mixture of tin and copper is called bronze.
آن فلز قلع است و ترکیبی از قلع و مس به برنز معروف است.
منبع: A Brief History of the WorldErin Hamlin gives the US its first medal in women single luge by winning the bronze.
ارین هَم لین با کسب مدال برنزی، اولین مدال را برای ایالات متحده در ماده لژ اسکی زنان به ارمغان میآورد.
منبع: NPR News February 2014 CompilationThey cast it and poured 63 tonnes of molten bronze into that cast.
آن را ریختهگری کردند و 63 تن برنز مذاب را در آن قالب ریختند.
منبع: BBC documentary "Chinese New Year"It recently returned a bronze cockerel to Nigeria.
به تازگی یک مرغ برنزی را به نیجریه بازگرداند.
منبع: VOA Special August 2022 Collectionلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید