gorging on
در حال پرخوری
gorging oneself
پرخوری کردن
gorging food
غذا خوردن با ولع
gorging appetite
اشتهای زیاد
gorging snacks
خوردن میان وعده ها با ولع
gorging sweets
خوردن شیرینی جات با ولع
gorging dinner
شام خوردن با ولع
gorging treats
خوردن خوراکی های خوشمزه با ولع
gorging quickly
به سرعت پرخوری کردن
gorging excessively
پرخوری بیش از حد
he spent the entire day gorging on snacks.
او تمام روز به خوردن تنقلات مشغول بود.
after the marathon, she was gorging herself on pasta.
بعد از ماراتن، او خود را با مقدار زیادی پاستا پر کرد.
the kids were gorging on candy at the party.
بچه ها در مهمانی مقدار زیادی آبنبات خوردند.
he couldn't stop gorging on the delicious cake.
او نمیتوانست خوردن کیک خوشمزه را متوقف کند.
they were gorging on barbecue during the picnic.
آنها در هنگام پیکنیک مقدار زیادی کباب خوردند.
gorging on junk food is not good for your health.
خوردن زیاد غذاهای ناسالم برای سلامتی شما خوب نیست.
she felt guilty after gorging on ice cream.
او بعد از خوردن زیاد بستنی احساس گناه کرد.
he was gorging himself on the buffet.
او در حال پر کردن خود با غذاهای بوفه بود.
gorging on food can lead to an upset stomach.
خوردن زیاد غذا میتواند باعث ناراحتی معده شود.
they spent the evening gorging on pizza and wings.
آنها شب را با خوردن مقدار زیادی پیتزا و بال مرغ گذراندند.
gorging on
در حال پرخوری
gorging oneself
پرخوری کردن
gorging food
غذا خوردن با ولع
gorging appetite
اشتهای زیاد
gorging snacks
خوردن میان وعده ها با ولع
gorging sweets
خوردن شیرینی جات با ولع
gorging dinner
شام خوردن با ولع
gorging treats
خوردن خوراکی های خوشمزه با ولع
gorging quickly
به سرعت پرخوری کردن
gorging excessively
پرخوری بیش از حد
he spent the entire day gorging on snacks.
او تمام روز به خوردن تنقلات مشغول بود.
after the marathon, she was gorging herself on pasta.
بعد از ماراتن، او خود را با مقدار زیادی پاستا پر کرد.
the kids were gorging on candy at the party.
بچه ها در مهمانی مقدار زیادی آبنبات خوردند.
he couldn't stop gorging on the delicious cake.
او نمیتوانست خوردن کیک خوشمزه را متوقف کند.
they were gorging on barbecue during the picnic.
آنها در هنگام پیکنیک مقدار زیادی کباب خوردند.
gorging on junk food is not good for your health.
خوردن زیاد غذاهای ناسالم برای سلامتی شما خوب نیست.
she felt guilty after gorging on ice cream.
او بعد از خوردن زیاد بستنی احساس گناه کرد.
he was gorging himself on the buffet.
او در حال پر کردن خود با غذاهای بوفه بود.
gorging on food can lead to an upset stomach.
خوردن زیاد غذا میتواند باعث ناراحتی معده شود.
they spent the evening gorging on pizza and wings.
آنها شب را با خوردن مقدار زیادی پیتزا و بال مرغ گذراندند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید