gradations

[ایالات متحده]/ɡrəˈdeɪʃənz/
[بریتانیا]/ɡrəˈdeɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تغییرات تدریجی از یک چیز به چیز دیگر؛ مراحل چیزی؛ سطوح یا رده‌ها؛ مقیاس‌ها یا درجه‌بندی‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

color gradations

تغییرات رنگ

light gradations

تغییرات نور

tone gradations

تغییرات لحن

gradations of color

تغییرات رنگ

subtle gradations

تغییرات ظریف

gradations in shade

تغییرات سایه

gradations of light

تغییرات نور

gradations of meaning

تغییرات معنا

temperature gradations

تغییرات دما

gradations of tone

تغییرات لحن

جملات نمونه

there are different gradations of color in this painting.

در این نقاشی درجه‌های مختلفی از رنگ وجود دارد.

understanding the gradations of meaning is essential in language.

درک درجه‌بندی معنا برای زبان ضروری است.

the gradations of difficulty in the exercises help learners progress.

درجه سختی در تمرینات به پیشرفت فراگیران کمک می کند.

she explained the gradations of taste in fine wine.

او درجه‌بندی طعم در شراب خوب را توضیح داد.

there are subtle gradations in his tone of voice.

در لحن صدای او درجه های ظریفی وجود دارد.

the artist captured the gradations of light beautifully.

هنرمند به زیبایی درجه های نور را به تصویر کشید.

we need to consider the gradations of risk before making a decision.

ما باید قبل از تصمیم گیری درجه ریسک را در نظر بگیریم.

the teacher emphasized the gradations of skill in the class.

معلم بر درجه مهارت در کلاس تاکید کرد.

there are many gradations in the quality of the products.

در کیفیت محصولات درجه های زیادی وجود دارد.

understanding the gradations of emotion can enhance storytelling.

درک درجه بندی احساسات می تواند داستان سرایی را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید