gradualism

[ایالات متحده]/'grædʒʊəlɪz(ə)m/
[بریتانیا]/ˈɡrædʒuəˌlɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سیاست ایجاد تغییرات به تدریج در طول زمان

جملات نمونه

The company implemented a policy of gradualism to introduce changes smoothly.

شرکت یک سیاست تدریجی را برای معرفی تغییرات به طور روان اجرا کرد.

In education, gradualism is often preferred over sudden and drastic reforms.

در آموزش، تدریجی بودن اغلب بر تحولات ناگهانی و شدید ترجیح داده می شود.

The concept of gradualism is rooted in the idea of incremental progress.

مفهوم تدریجی بودن در ایده پیشرفت تدریجی ریشه دارد.

Political movements sometimes advocate for gradualism as a strategy for achieving long-term goals.

جنبش های سیاسی گاهی اوقات از تدریجی بودن به عنوان یک استراتژی برای دستیابی به اهداف بلند مدت حمایت می کنند.

The environmentalist group proposed a plan based on gradualism to reduce carbon emissions.

گروه محیط زیست یک طرح مبتنی بر تدریجی بودن را برای کاهش انتشار کربن پیشنهاد کرد.

The principle of gradualism suggests that change should be made in small, manageable steps.

اصل تدریجی بودن نشان می دهد که تغییرات باید به صورت گام های کوچک و قابل مدیریت ایجاد شوند.

Historically, some social movements have adopted a strategy of gradualism to bring about societal change.

در طول تاریخ، برخی از جنبش های اجتماعی یک استراتژی تدریجی بودن را برای ایجاد تغییرات اجتماعی اتخاذ کرده اند.

The theory of evolution is often associated with the concept of gradualism.

نظریه تکامل اغلب با مفهوم تدریجی بودن مرتبط است.

Economic reforms in the country are being carried out with a sense of gradualism to minimize disruptions.

اصلاحات اقتصادی در کشور با درک تدریجی بودن برای به حداقل رساندن اختلالات در حال انجام است.

Successful implementation of gradualism requires patience and persistence.

اجرای موفقیت آمیز تدریجی بودن نیاز به صبر و پشتکار دارد.

نمونه‌های واقعی

The big advantage that China has had over the former Soviet Union is that of cautious gradualism in economic policy.

مزیت بزرگی که چین نسبت به اتحاد جماهیر شوروی سابق داشته است، این است که در سیاست‌های اقتصادی، با احتیاط و تدریجی عمل می‌کند.

منبع: 15 articles connecting to Level 6 vocabulary.

This is no time to engage in the luxury of cooling off or to take the tranquilizing drug of gradualism.

این زمان مناسبی برای غرق شدن در تجمل آرامش یا مصرف داروی آرام‌بخش تدریجی‌گرایی نیست.

منبع: New English Course 5

Such ideas may be discomforting, including for those who would enlist King as an opponent of CRT: always sceptical of " the tranquillising drug of gradualism" , he came to believe that most Americans " are unconscious racists" .

چنین ایده‌هایی ممکن است ناراحت‌کننده باشند، حتی برای کسانی که می‌خواهند مارتین لوتر کینگ را به عنوان مخالف CRT (نظریه انتقادی نژاد) به کار بگیرند: او که همیشه نسبت به " داروی آرام‌بخش تدریجی‌گرایی" شک داشت، به این باور رسید که بیشتر آمریکایی‌ها " نژادپرست‌های ناخودآگاه" هستند.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید