graft

[ایالات متحده]/ɡrɑːft/
[بریتانیا]/ɡræft/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. پیوند زدن; در فعالیت‌های فاسد شرکت کردن
vt. پیوند زدن; در فعالیت‌های فاسد شرکت کردن
n. پیوند; فعالیت‌های فاسد
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریgrafting
شکل سوم شخص مفردgrafts
زمان گذشتهgrafted
جمعgrafts
قسمت سوم فعلgrafted

عبارات و ترکیب‌ها

grafting technique

تکنیک پیوند

graft rejection

رد پیوند

skin graft

پیوند پوستی

bone graft

پیوند استخوان

graft surgery

جراحی پیوند

graft survival rate

نرخ بقای پیوند

hair grafting

پیوند مو

graft copolymerization

پیوند کوپلیمریزاسیون

graft copolymer

کوپلیمری پیوندی

graft polymerization

پیوند پلیمریزاسیون

graft in

پیوند در

graft polymer

پیوند پلیمری

graft on

پیوند روی

جملات نمونه

a grafter of roses.

یک گرافت‌کننده گل رز

a skin graft on the burnt leg

پیوند پوستی روی پای سوخته

the graft is anastomosed to the vein of the recipient.

پیوند به رگ خوراننده متصل شده است.

graft new customs onto old.

رسوم جدید را بر روی رسوم قدیمی پیوند بزنید.

they can graft a new hand on to the nerve ends.

آنها می توانند یک دست جدید را به انتهای اعصاب پیوند بزنند.

syngeneic grafts; syngeneic animals.

پیوندهای همولوگ؛ حیوانات همولوگ.

a xenogeneic tissue graft; xenogeneic antibodies.

پیوند بافتی زنولوژیک؛ آنتی بادی زنولوژیک.

it was common to graft different varieties on to a single tree trunk.

معمولاً انواع مختلف را روی یک تنه درخت پیوند می‌زدند.

an autogenous graft; an autogenous vaccine.

پیوند خودآمیز؛ واکسن خودآمیز.

The grafter was constantly haunted by fear of discovery.

گرافت‌کننده دائماً توسط ترس از کشف شدن آزار داده می‌شد.

Cleft-grafting of green budwood is also successful.

پیوند شکافی شاخه های سبز نیز موفقیت آمیز است.

The effects of hexanolactam as electron donor on graft reaction was investigated.

اثرات هگزانولاکتام به عنوان اهدا کننده الکترون بر واکنش پیوند بررسی شد.

He's gone to London for skin grafts on his thighs.

او برای پیوند پوست روی ران‌هایش به لندن رفته است.

Physiological mature of bud is the base of grafting,and semi-lignify is considered as the index of walnut grafting at growing stage.

بلوغ فیزیولوژیکی جوانه اساس پیوند است و نیمه لیگنینی به عنوان شاخص پیوند گردو در مرحله رشد در نظر گرفته می شود.

western-style government could not easily be grafted on to a profoundly different country.

حکومت به سبک غربی نمی‌توانست به راحتی بر روی کشوری با تفاوت‌های عمیق پیوند شود.

Chemical modification including oxygenation, esterify, graft copolymerization and so on.

تغییرات شیمیایی از جمله اکسیژن رسانی، استریف، کوپلیمریزاسیون پیوندی و غیره.

Bone grafting of the alveolus is an essential step in the reconstruction of the orofacial cleft deformity.

پیوند استخوان آلوئول یک مرحله ضروری در بازسازی نقص شکافی صورت و دهان است.

Burns can often be cured by grafting on skin from another part of the same body.

سوختگی‌ها را اغلب می‌توان با پیوند پوست از قسمت دیگری از همان بدن درمان کرد.

نمونه‌های واقعی

She even knew how to graft skin onto a burn victim.

حتی می‌دانست چگونه پوست را روی سوختگی پیوند بزند.

منبع: Hu Min reads stories to remember TOEFL vocabulary.

We call these autologous grafts -- autografts.

ما به این پیوندهای خودی، اتولوگ می‌گوییم.

منبع: TED Talks (Audio Version) February 2016 Collection

New ways of doing skin grafts to help people that were burned.

روش‌های جدید انجام پیوند پوست برای کمک به افرادی که سوخته‌اند.

منبع: CNN 10 Student English March 2020 Compilation

That may stop the immune system attacking such grafts as foreign objects.

این ممکن است از سیستم ایمنی در برابر حمله به چنین پیوندهایی به عنوان اجسام خارجی جلوگیری کند.

منبع: The Economist (Summary)

Some 2,600 workers have been grafting on Icon of the Seas each day.

حدود 2600 کارگر هر روز در حال پیوند روی آیکون دریاها هستند.

منبع: CNN Reading Selection

As head of the State Property Fund Mr Umerov has a record of rooting out graft.

همایوم اوروف، رئیس صندوق اموال دولتی، سابقه خوبی در ریشه‌کنی فساد دارد.

منبع: The Economist (Summary)

Stem cells are also being cultured to create skin that can be grafted on burned bruises.

سلول‌های بنیادی نیز در حال کشت هستند تا پوستی ایجاد شود که بتوان آن را روی کبودی‌های سوخته پیوند کرد.

منبع: Daily Life Medical Science Popularization

They will plant and care for the grafts.

آنها پیوندها را کاشته و از آنها مراقبت خواهند کرد.

منبع: Global Slow English

Skin grafts have been used to help burn victims.

پیوند پوست برای کمک به مصدومین سوختگی استفاده شده است.

منبع: VOA Special November 2021 Collection

For her, the worn-out floor symbolised hard graft, or hard work.

برای او، کف فرسوده نماد تلاش سخت یا کار سخت بود.

منبع: 6 Minute English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید