grain-feeding

[ایالات متحده]/[ɡreɪn ˈfiːdɪŋ]/
[بریتانیا]/[ɡreɪn ˈfiːdɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل تغذیه دام، به ویژه گاوهای، با غلات برای چربی‌زایی آن‌ها؛ یک سیستم کشاورزی دامی که به طور چشمگیری به تغذیه با غلات وابسته است.
v. تغذیه دام با غلات، به ویژه برای چربی‌زایی آن‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

grain-feeding practices

رویه‌های تغذیه با دانه

grain-feeding operation

عملیات تغذیه با دانه

grain-feeding industry

صنعت تغذیه با دانه

grain-feeding livestock

پرورش حیوانات تغذیه شده با دانه

grain-feeding trial

آزمایش تغذیه با دانه

grain-feeding system

سیستم تغذیه با دانه

grain-feeding benefits

مزايا تغذیه با دانه

grain-feeding costs

هزینه‌های تغذیه با دانه

جملات نمونه

the cattle were raised on grain-feeding for optimal weight gain.

گوساله‌ها با استفاده از غذای دانه‌ای برای افزایش بهینه وزن پرورش داده شدند.

grain-feeding practices can significantly impact beef marbling.

روش‌های غذای دانه‌ای می‌توانند به طور قابل توجهی روی چربی گوشت گوساله‌ها تأثیر بگذارند.

sustainable grain-feeding methods are becoming increasingly important.

روش‌های پایدار غذای دانه‌ای به طور چشمگیری اهمیت پیدا کرده‌اند.

the farm implemented a new grain-feeding program last year.

کشاورز سال گذشته یک برنامه جدید غذای دانه‌ای را اجرا کرد.

grain-feeding is a common practice in modern beef production.

غذای دانه‌ای یک روش رایج در تولید گوشت گوساله‌های مدرن است.

we compared grain-feeding versus pasture-raising in our study.

ما در مطالعه‌مان بین غذای دانه‌ای و پرورش گوساله‌ها در مراتع مقایسه کردیم.

the cost of grain-feeding can fluctuate with market prices.

هزینه غذای دانه‌ای ممکن است با قیمت‌های بازار متغیر باشد.

grain-feeding allows for faster growth rates in livestock.

غذای دانه‌ای باعث افزایش سریع‌تر نرخ رشد دام‌ها می‌شود.

careful grain-feeding management is crucial for animal health.

مدیریت دقیق غذای دانه‌ای برای سلامت حیوانات ضروری است.

the benefits of grain-feeding include increased yield and efficiency.

فایده‌های غذای دانه‌ای شامل افزایش بهره‌وری و کارایی است.

they are evaluating the long-term effects of grain-feeding on the environment.

آن‌ها تأثیرات بلندمدت غذای دانه‌ای بر محیط زیست را ارزیابی می‌کنند.

the farmer adjusted his grain-feeding strategy based on the season.

کشاورز استراتژی غذای دانه‌ای خود را بر اساس فصل تنظیم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید