graininesses

[ایالات متحده]/ˈɡreɪnɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈɡreɪnɪnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت دانه دانه بودن

عبارات و ترکیب‌ها

high graininesses

گران‌روی بالا

low graininesses

گران‌روی پایین

varying graininesses

گران‌روی متغیر

noticeable graininesses

گران‌روی قابل توجه

excessive graininesses

گران‌روی بیش از حد

fine graininesses

گران‌روی ظریف

coarse graininesses

گران‌روی درشت

visual graininesses

گران‌روی بصری

textural graininesses

گران‌روی بافتی

film graininesses

گران‌روی فیلم

جملات نمونه

the graininesses of the photo made it feel nostalgic.

وجود ذرات درشت در عکس باعث ایجاد حس نوستالژی می‌شد.

different graininesses can affect the overall quality of the image.

ذرات درشت مختلف می‌توانند بر کیفیت کلی تصویر تأثیر بگذارند.

artists often play with graininesses to create unique textures.

هنرمندان اغلب با ذرات درشت برای ایجاد بافت‌های منحصربه‌فرد بازی می‌کنند.

the film's graininesses added to its artistic appeal.

ذرات درشت فیلم به جذابیت هنری آن افزود.

he adjusted the graininesses in the editing software.

او ذرات درشت را در نرم‌افزار ویرایش تنظیم کرد.

different cameras produce varying graininesses in their photos.

دوربین‌های مختلف عکس‌هایی با ذرات درشت متفاوت تولید می‌کنند.

the graininesses of the painting gave it a vintage look.

ذرات درشت نقاشی به آن ظاهری قدیمی داد.

some photographers prefer graininesses for a more dramatic effect.

برخی از عکاسان ترجیح می‌دهند از ذرات درشت برای ایجاد جلوه‌ای دراماتیک‌تر استفاده کنند.

she admired the graininesses in the black and white film.

او به ذرات درشت در فیلم سیاه و سفید علاقه داشت.

the graininesses can enhance the mood of the photograph.

ذرات درشت می‌توانند حال و هوای عکس را افزایش دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید