granulator

[ایالات متحده]/ˈɡræn.jʊ.leɪ.tər/
[بریتانیا]/ˈɡræn.jə.leɪ.tər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که مواد را به دانه‌های ریز تبدیل می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

granulator machine

ماشین گرانولاتور

granulator design

طراحی گرانولاتور

granulator system

سیستم گرانولاتور

granulator process

فرآیند گرانولاتور

granulator operation

عملکرد گرانولاتور

granulator parts

قطعات گرانولاتور

granulator efficiency

بازدهی گرانولاتور

granulator output

خروجی گرانولاتور

granulator settings

تنظیمات گرانولاتور

granulator maintenance

نگهداری گرانولاتور

جملات نمونه

the granulator is essential for processing raw materials.

گرانولات برای فرآوری مواد خام ضروری است.

we need to calibrate the granulator for better efficiency.

ما نیاز داریم گرانولات را برای افزایش بهره‌وری بهتر تنظیم کنیم.

the granulator operates at high speeds to produce uniform pellets.

گرانولات با سرعت بالا کار می‌کند تا پلت‌های یکنواخت تولید کند.

regular maintenance of the granulator is necessary for optimal performance.

نگهداری منظم از گرانولات برای عملکرد بهینه ضروری است.

they installed a new granulator in the production line.

آنها یک گرانولات جدید را در خط تولید نصب کردند.

the granulator can handle various types of materials.

گرانولات می‌تواند انواع مختلف مواد را مدیریت کند.

using a granulator improves the consistency of the final product.

استفاده از گرانولات باعث بهبود یکنواختی محصول نهایی می‌شود.

operators must be trained to use the granulator safely.

اپراتورها باید برای استفاده ایمن از گرانولات آموزش ببینند.

the granulator's design allows for easy cleaning and maintenance.

طراحی گرانولات به گونه‌ای است که به راحتی بتوان آن را تمیز و نگهداری کرد.

we are testing the new granulator for our production needs.

ما در حال آزمایش گرانولات جدید برای نیازهای تولید خود هستیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید