gratuities

[ایالات متحده]/ɡrəˈtjuːɪtiz/
[بریتانیا]/ɡrəˈtuːɪtiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پرداخت‌ها برای خدمات ارائه شده؛ مقادیر کم پول که به عنوان انعام داده می‌شود؛ مزایای بازنشستگی

عبارات و ترکیب‌ها

service gratuities

حق الزحمه خدمات

optional gratuities

حق الزحمه اختیاری

gratuities included

حق الزحمه شامل

gratuities accepted

قبول حق الزحمه

cash gratuities

حق الزحمه نقدی

gratuities policy

سیاست حق الزحمه

gratuities suggested

حق الزحمه پیشنهادی

gratuities recommended

حق الزحمه توصیه شده

total gratuities

حق الزحمه کل

gratuities guideline

راهنمای حق الزحمه

جملات نمونه

he left generous gratuities for the waitstaff.

او عطای سخاوتمندانه به کارکنان رستوران داد.

gratuities are often included in the bill at fine dining restaurants.

عطایادها اغلب در صورتحساب رستوران های خوب گنجانده می شوند.

it's customary to give gratuities to hotel staff for good service.

معمولاً برای خدمات خوب به کارکنان هتل عطایا داده می شود.

many people are unsure about how much gratuities to give.

بسیاری از مردم مطمئن نیستند که چه مقدار عطایا بدهند.

he was surprised by the gratuities he received as a tour guide.

او از عطایی که به عنوان راهنمای تور دریافت کرد، متعجب شد.

some restaurants have a no-gratuities policy.

برخی از رستوران ها سیاست عدم پرداخت عطایا دارند.

gratuities can significantly impact a service worker's income.

عطایا می تواند به طور قابل توجهی بر درآمد یک کارگر خدمات تأثیر بگذارد.

she always leaves gratuities in cash to avoid credit card fees.

او همیشه عطایا را به صورت نقدی پرداخت می کند تا از کارمزد کارت اعتباری جلوگیری کند.

gratuities are appreciated but not mandatory.

عطایا مورد استقبال قرار می گیرد اما اجباری نیست.

understanding gratuities is important when traveling abroad.

درک عطایا هنگام سفر به خارج از کشور مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید