gravestone

[ایالات متحده]/'greɪvstəʊn/
[بریتانیا]/'ɡrevston/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نشانه‌ای از سنگ یا چوب که بر روی قبر قرار داده شده و با نام و اطلاعات متوفی حک شده است
Word Forms

جملات نمونه

The gravestone bears an inscription.

سنگ قبر دارای کتیبه‌ای است.

The letters on this gravestone have been worn away with time.

حروف روی این سنگ قبر با گذشت زمان از بین رفته‌اند.

The gravestone was weathered and covered in moss.

سنگ قبر فرسوده و پوشیده از خزه‌ها بود.

Visitors left flowers and candles by the gravestone.

بازدیدکنندگان گل و شمعی کنار سنگ قبر گذاشتند.

The gravestone bore the inscription of the deceased's name and dates.

سنگ قبر نام و تاریخ فوت متوفی را به همراه داشت.

She felt a chill run down her spine as she read the words on the gravestone.

وقتی کلمات روی سنگ قبر را خواند، احساس کرد که سردرد گرفت.

The gravestone marked the final resting place of her beloved pet.

سنگ قبر نشان دهنده آخرین مکان استراحت حیوان خانگی مورد علاقه او بود.

The gravestone stood tall and solemn in the cemetery.

سنگ قبر در گورستان بلند و با شکوه ایستاده بود.

He placed a small figurine of an angel on the gravestone as a tribute.

به عنوان ادای احترام، او یک مجسمه کوچک از یک فرشته روی سنگ قبر گذاشت.

The family gathered around the gravestone to pay their respects.

خانواده برای ادای احترام دور سنگ قبر جمع شدند.

The old gravestone had intricate carvings depicting scenes from the deceased's life.

سنگ قبر قدیمی دارای حکاکی های پیچیده ای بود که صحنه هایی از زندگی متوفی را به تصویر می کشید.

The gravestone was a stark reminder of the passage of time.

سنگ قبر یادآور تلخ و گزنده گذر زمان بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید