gravities

[ایالات متحده]/ˈɡrævɪtiz/
[بریتانیا]/ˈɡrævɪtiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نیروهایی که اشیاء را به سمت یکدیگر جذب می‌کنند، به‌ویژه نیرویی که یک جسم را به سمت مرکز زمین جذب می‌کند؛ جدیت یا اهمیت؛ وقار یا وقار

عبارات و ترکیب‌ها

multiple gravities

چندین گرانش

different gravities

گرانش‌های متفاوت

gravitational gravities

گرانش‌های گرانشی

varying gravities

گرانش‌های متغیر

local gravities

گرانش‌های محلی

strong gravities

گرانش‌های قوی

weak gravities

گرانش‌های ضعیف

earth gravities

گرانش‌های زمین

cosmic gravities

گرانش‌های کیهانی

universal gravities

گرانش‌های جهانی

جملات نمونه

the gravities of the planets affect their orbits.

گرانش سیارات بر مدار آنها تأثیر می‌گذارد.

different gravities can alter the way we perceive weight.

گرانش‌های مختلف می‌توانند نحوه درک ما از وزن را تغییر دهند.

the gravities of the two objects created a unique interaction.

گرانش دو جسم یک تعامل منحصر به فرد ایجاد کرد.

scientists study the gravities of celestial bodies.

دانشمندان گرانش اجرام سماوی را مطالعه می‌کنند.

understanding gravities is essential for space exploration.

درک گرانش برای اکتشافات فضایی ضروری است.

different gravities can lead to different physical experiences.

گرانش‌های مختلف می‌توانند منجر به تجربه‌های فیزیکی متفاوتی شوند.

the gravities of earth and the moon are quite different.

گرانش زمین و ماه بسیار متفاوت است.

in experiments, we can simulate different gravities.

در آزمایش‌ها می‌توانیم گرانش‌های مختلف را شبیه‌سازی کنیم.

gravities play a crucial role in the universe's structure.

گرانش نقش مهمی در ساختار جهان ایفا می‌کند.

understanding the gravities involved can help in engineering.

درک گرانش‌های درگیر می‌تواند به مهندسی کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید