greeted

[ایالات متحده]/ɡriːtɪd/
[بریتانیا]/ɡritɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. خوش آمد گفتن (زمان گذشته و گذشته نقلی از سلام کردن)؛ دریافت کردن؛ سلام کردن؛ پاسخ دادن به...؛ ملاقات کردن؛ سلام کردن؛ احترام گذاشتن به...

عبارات و ترکیب‌ها

greeted warmly

با روی باز استقبال شد

greeted politely

با احترام استقبال شد

greeted enthusiastically

با شور و اشتیاق استقبال شد

greeted happily

با خوشحالی استقبال شد

greeted cheerfully

با خوش‌مزاجی استقبال شد

greeted casually

به صورت غیررسمی استقبال شد

greeted formally

به صورت رسمی استقبال شد

greeted with smiles

با لبخند استقبال شد

greeted by name

با نام صدا زده شد

جملات نمونه

she greeted her friends with a warm smile.

او با لبخند گرمی با دوستانش خوشامد گفت.

the teacher greeted the students at the door.

معلم دانش‌آموزان را در آستانه در خوشامد گفت.

they greeted each other enthusiastically after a long time.

آنها پس از مدت طولانی با اشتیاق با یکدیگر خوشامد گفتند.

he greeted the guests as they arrived.

او با ورود مهمانان به آنها خوشامد گفت.

we greeted the sunrise with joy.

ما طلوع خورشید را با شادی خوشامد گفتیم.

the crowd greeted the performer with loud applause.

تماشاگران با تشویق‌های فراوان به هنرمند خوشامد گفتند.

she greeted her boss with respect in the meeting.

او با احترام با رئیس خود در جلسه خوشامد گفت.

they greeted the news of the victory with excitement.

آنها با هیجان به خبر پیروزی خوشامد گفتند.

he greeted his neighbors when he moved in.

او با ورودش به همسایگان خود خوشامد گفت.

the children greeted the holiday season with joy.

کودکان با شادی به فصل تعطیلات خوشامد گفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید