snubbed

[ایالات متحده]/snʌbd/
[بریتانیا]/snʌbd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را رد کردن یا نادیده گرفتن؛ قبول نکردن یا شناختن

عبارات و ترکیب‌ها

snubbed invitation

دعوت رد شده

snubbed proposal

پیشنهاد رد شده

snubbed friend

دوست طرد شده

snubbed candidate

نامزد طرد شده

snubbed offer

پیشنهاد رد شده

snubbed gesture

حرکت طرد شده

snubbed remark

نظری رد شده

snubbed team

تیم طرد شده

snubbed speech

سخنرانی رد شده

snubbed request

درخواست رد شده

جملات نمونه

she felt snubbed when her invitation was ignored.

او احساس کرد که وقتی دعوت‌اش نادیده گرفته شد، تحقیر شده است.

he snubbed the offer without a second thought.

او پیشنهاد را بدون لحظه‌ای فکر کردن کنار گذاشت.

they snubbed her at the party, leaving her feeling excluded.

آنها او را در مهمانی نادیده گرفتند و باعث شدند احساس کند که کنار گذاشته شده است.

the celebrity snubbed the reporter during the interview.

سلبریتی گزارشگر را در طول مصاحبه نادیده گرفت.

he was snubbed by his colleagues for his unpopular opinion.

همکاران او را به دلیل نظر غیرمحبوبش نادیده گرفتند.

after being snubbed, she decided to focus on her work.

بعد از نادیده گرفته شدن، او تصمیم گرفت روی کار خود تمرکز کند.

she snubbed his attempts to apologize.

او تلاش‌های او برای عذرخواهی را نادیده گرفت.

he felt snubbed when he wasn't invited to the meeting.

او احساس کرد که وقتی به جلسه دعوت نشد، تحقیر شده است.

the team snubbed their coach after the loss.

تیم مربی خود را پس از شکست نادیده گرفت.

she snubbed the idea of collaborating with him.

او ایده همکاری با او را نادیده گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید