greetings

[ایالات متحده]/ˈɡriːtɪŋz/
[بریتانیا]/ˈɡriːtɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کلمات یا اقداماتی که برای ابراز نیکی یا خوشامدگویی استفاده می‌شود؛ ابراز آرزوهای خوب

عبارات و ترکیب‌ها

greetings card

کارت تبریک

greetings message

پیام تبریک

greetings from

تبریک از طرف

greetings exchange

تبادل تبریک

greetings note

یادداشت تبریک

greetings email

ایمیل تبریک

greetings speech

سخنرانی تبریک

greetings ceremony

مراسم تبریک

greetings party

جشن تبریک

greetings ritual

آیین تبریک

جملات نمونه

she sent her greetings to everyone at the party.

او احوالپرسی خود را برای همه در مهمانی ارسال کرد.

we exchanged warm greetings during the meeting.

ما احوالپرسی گرمی را در طول جلسه تبادل کردیم.

his greetings were met with smiles from the crowd.

احوالپرسی او با لبخند از سوی جمعیت روبرو شد.

they offered their greetings to the new neighbors.

آنها احوالپرسی خود را به همسایگان جدید ارائه دادند.

the letter included greetings from our entire team.

نامه حاوی احوالپرسی از کل تیم ما بود.

she always starts her emails with friendly greetings.

او همیشه ایمیل های خود را با احوالپرسی دوستانه شروع می کند.

his greetings were heartfelt and sincere.

احوالپرسی او از صمیم قلب و صادقانه بود.

we received greetings from friends all over the world.

ما احوالپرسی از دوستان در سراسر جهان دریافت کردیم.

sending greetings during the holidays is a nice tradition.

ارسال احوالپرسی در تعطیلات یک سنت خوب است.

the greetings at the festival created a joyful atmosphere.

احوالپرسی در جشنواره فضایی شاد ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید