grinds

[ایالات متحده]/ɡraɪndz/
[بریتانیا]/ɡraɪndz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را به قطعات کوچک خرد کردن یا شکستن؛ عملیاتی یا چرخاندن چیزی به صورت حرکتی دایره‌ای؛ ظلم یا آزار رساندن

عبارات و ترکیب‌ها

coffee grinds

پودر قهوه

grain grinds

پودر غلات

pepper grinds

پودر فلفل

spice grinds

پودر ادویه

rock grinds

پودر سنگ

meat grinds

پودر گوشت

fine grinds

پودر ریز

coarse grinds

پودر درشت

sugar grinds

پودر شکر

herb grinds

پودر گیاهان

جملات نمونه

the machine grinds the coffee beans to a fine powder.

دستگاه دانه‌های قهوه را به یک پودر ریز آسیاب می‌کند.

he grinds his teeth when he is stressed.

وقتی استرس دارد دندان‌هایش را فشار می‌دهد.

she grinds the spices in a mortar and pestle.

او ادویه‌ها را در یک هاون و دسته آسیاب می‌کند.

the factory grinds metal into small pieces.

کارخانه فلزات را به قطعات کوچک تبدیل می‌کند.

he grinds away at his studies every night.

او هر شب با تلاش زیاد مشغول تحصیل می‌شود.

the artist grinds pigments to create new colors.

هنرمند رنگدانه‌ها را آسیاب می‌کند تا رنگ‌های جدیدی ایجاد کند.

she grinds flour to make fresh bread.

او آرد را آسیاب می‌کند تا نان تازه درست کند.

the athlete grinds through his training routine.

ورزشکار برنامه تمرینی خود را با پشتکار انجام می‌دهد.

he grinds out a report before the deadline.

او گزارش را قبل از مهلت مقرر تهیه می‌کند.

the chef grinds herbs to enhance the flavor of the dish.

آشپز گیاهان دارویی را آسیاب می‌کند تا طعم غذا را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید